scrapped

[ایالات متحده]/[skræpt]/
[بریتانیا]/[skræpt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. لغو یا ترک یک برنامه یا ترتیب کردن؛ جمع کردن و پرتاب کردن مواد مورد نیاز نیست؛ حذف بخش‌های مورد نیاز نیست از چیزی.
adj. جمع‌آوری شده و پرتاب شده؛ پارچه.

عبارات و ترکیب‌ها

scrapped the plan

طرح را لغو کرد

scrapping metal

فروش فلزات باطل

scrapped together

همراه با لغو شدن

scrapped idea

ایده لغو شده

scrapping by

لغو کردن توسط

scrapped car

ماشین لغو شده

scrapping project

پروژه لغو شده

scrapped proposal

پیشنهاد لغو شده

scrapping around

لغو کردن در اطراف

scrapped deal

معامله لغو شده

جملات نمونه

the project was scrapped due to lack of funding.

پروژه به دلیل کمبود مالی لغو شد.

they scrapped the old car and bought a new one.

آنها ماشین قدیمی را لغو کردند و یکی جدید خریدند.

the initial design was scrapped in favor of a simpler approach.

طرح اولیه به نفع رویکرد ساده تر لغو شد.

the meeting was scrapped at the last minute.

جلسه در لحظه آخر لغو شد.

we scrapped the idea of going on vacation this year.

ما ایده اینکه این سال اجازه تابستانی بگیریم را لغو کردیم.

the company scrapped the outdated software system.

شرکت سیستم نرم افزاری منسوخ را لغو کرد.

the film was scrapped after several weeks of filming.

فیلم پس از چند هفته فیلمبرداری لغو شد.

he scrapped his plans and decided to stay home.

او برنامه های خود را لغو کرد و تصمیم گرفت در خانه بماند.

the old building was completely scrapped and replaced with a new one.

ساختمان قدیمی به طور کامل لغو شد و با یکی جدید جایگزین شد.

the contract was scrapped after the merger.

قرارداد پس از ادغام لغو شد.

the team scrapped their previous strategy and tried something new.

تیم استراتژی قبلی خود را لغو کرد و چیزی جدید امتحان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید