| جمع | screwings |
screwing around
در حال بازی با چرخاندن
screwing up
در حال فساد دادن
screwing with
در حال چرخاندن با
screwing into
در حال چرخاندن به داخل
screwing loose
در حال چرخاندن به سمت آزاد
screwing down
در حال چرخاندن به پایین
screwing off
در حال چرخاندن از روی
screwing it up
در حال فساد دادن آن
screwing together
در حال چرخاندن با هم
he admitted to screwing up the presentation at the last minute.
او اعتراف کرد که در آخر لحظه ارائه را خراب کرده است.
don't even think about screwing around with my car.
حتی به فکر این نکن که با ماشین من بازی کنی.
the company is screwing over its employees with low wages.
شرکت با پرداخت حقوق پایین کارکنان را خراب می کند.
i don't want you screwing this deal up for me.
می خواهم تو این معامله را برای من خراب نکنی.
they were screwing with the thermostat, making it freezing.
آنها با ترموستات بازی می کردند و آن را به یخ زدگی می رساندند.
he's constantly screwing things up at work.
او به طور مداوم چیزهایی را در کار خراب می کند.
the mechanic said he wasn't screwing the bolts in tight enough.
تکنسین گفت که مهره ها را به اندازه کافی محکم نمی گذارد.
stop screwing around and get to work!
دست کم کن و به کار برو!
the politician is accused of screwing the system for personal gain.
این سیاستمدار به اتهام اینکه سیستم را برای سود خودش خراب می کند متهم شده است.
i feel like i'm constantly screwing over my own goals.
احساس می کنم که همیشه اهداف خود را خراب می کنم.
he's screwing himself out of a promotion by being late.
او با بودن دیرکرد خود را از ارتقاء محروم می کند.
screwing around
در حال بازی با چرخاندن
screwing up
در حال فساد دادن
screwing with
در حال چرخاندن با
screwing into
در حال چرخاندن به داخل
screwing loose
در حال چرخاندن به سمت آزاد
screwing down
در حال چرخاندن به پایین
screwing off
در حال چرخاندن از روی
screwing it up
در حال فساد دادن آن
screwing together
در حال چرخاندن با هم
he admitted to screwing up the presentation at the last minute.
او اعتراف کرد که در آخر لحظه ارائه را خراب کرده است.
don't even think about screwing around with my car.
حتی به فکر این نکن که با ماشین من بازی کنی.
the company is screwing over its employees with low wages.
شرکت با پرداخت حقوق پایین کارکنان را خراب می کند.
i don't want you screwing this deal up for me.
می خواهم تو این معامله را برای من خراب نکنی.
they were screwing with the thermostat, making it freezing.
آنها با ترموستات بازی می کردند و آن را به یخ زدگی می رساندند.
he's constantly screwing things up at work.
او به طور مداوم چیزهایی را در کار خراب می کند.
the mechanic said he wasn't screwing the bolts in tight enough.
تکنسین گفت که مهره ها را به اندازه کافی محکم نمی گذارد.
stop screwing around and get to work!
دست کم کن و به کار برو!
the politician is accused of screwing the system for personal gain.
این سیاستمدار به اتهام اینکه سیستم را برای سود خودش خراب می کند متهم شده است.
i feel like i'm constantly screwing over my own goals.
احساس می کنم که همیشه اهداف خود را خراب می کنم.
he's screwing himself out of a promotion by being late.
او با بودن دیرکرد خود را از ارتقاء محروم می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید