scrumptious

[ایالات متحده]/ˈskrʌmpʃəs/
[بریتانیا]/ˈskrʌmpʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خوشمزه، دلپذیر، لذت‌بخش

جملات نمونه

We had a scrumptious time.

ما یک زمان خوشمزه داشتیم.

This scrumptious sampler includes a shareable platter of Applebees Boneless Chicken Chunks,Onion Rings, Chicken Nacho Grande, and our Shrimp Quesadilla.

این نمونه خوشمزه شامل یک ظرف اشتراکی از تکه‌های مرغ بدون استخوان اپل‌بیز، حلقه‌های پیاز، Nacho مرغ بزرگ و کوسادیلای میگوی ما است.

The scrumptious aroma of freshly baked bread filled the kitchen.

عطر خوشمزه نان تازه آشپزخانه را پر کرد.

She baked a scrumptious chocolate cake for the party.

او یک کیک شکلاتی خوشمزه برای مهمانی پخت.

I can't resist a scrumptious dessert after dinner.

من نمی توانم در برابر یک دسر خوشمزه بعد از شام مقاومت کنم.

The restaurant is known for its scrumptious seafood dishes.

این رستوران به خاطر غذاهای دریایی خوشمزه اش معروف است.

I'm craving some scrumptious sushi right now.

من الان هوس سوشی خوشمزه دارم.

He cooked a scrumptious meal for his anniversary.

او یک غذای خوشمزه برای سالگرد عروسی خود پخت.

The bakery sells scrumptious pastries and cakes.

آن شیرینی فروشی شیرینی و کیک های خوشمزه می فروشد.

The picnic basket was filled with scrumptious sandwiches and fruits.

سبد پیک نیک پر از ساندویچ و میوه های خوشمزه بود.

The chef prepared a scrumptious feast for the royal banquet.

سرآشپز یک ضیافت خوشمزه برای ضیافت سلطنتی آماده کرد.

She always brings a scrumptious dish to potluck dinners.

او همیشه یک غذای خوشمزه به شام های جمعی می آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید