searched

[ایالات متحده]/sɜːtʃt/
[بریتانیا]/sɜrʧt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل جستجو کردن؛ برای بررسی چیزی به طور کامل؛ برای تحقیق یا کاوش؛ برای شناسایی (آسیب‌ها) با استفاده از ابزارها

عبارات و ترکیب‌ها

searched online

جستجو در اینترنت

searched for

به دنبال گشت

searched thoroughly

جستجوی کامل

searched everywhere

جستجو در همه جا

searched quickly

جستجوی سریع

searched manually

جستجوی دستی

searched deeply

جستجوی عمیق

searched extensively

جستجوی گسترده

searched carefully

جستجوی دقیق

searched locally

جستجوی محلی

جملات نمونه

i searched for the missing keys everywhere.

من به دنبال کلیدهای گمشده در همه جا گشتم.

she searched online for the best restaurants in town.

او به دنبال بهترین رستوران‌های شهر در اینترنت گشت.

the detective searched for clues at the crime scene.

مامور پلیس به دنبال سرنخ‌ها در صحنه جرم گشت.

he searched through his notes for the important information.

او یادداشت‌های خود را برای یافتن اطلاعات مهم جستجو کرد.

they searched high and low for the lost dog.

آنها به دنبال سگ گمشده در همه جا جستجو کردند.

we searched the archives for historical documents.

ما آرشیوها را برای اسناد تاریخی جستجو کردیم.

she searched her memory for the answer.

او حافظه‌اش را برای یافتن پاسخ جستجو کرد.

the team searched for solutions to the problem.

تیم به دنبال راه‌حل‌هایی برای مشکل گشت.

he searched for a job that matched his skills.

او به دنبال شغلی گشت که با مهارت‌هایش مطابقت داشت.

they searched the internet for travel deals.

آنها اینترنت را برای یافتن معاملات سفر جستجو کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید