sought after
جستجو شده
sought refuge
به پناه رفت
sought advice
جستجوی مشاوره
sought help
به دنبال کمک گشت
they sought refuge in the mountains.
آنها در کوهها پناه گرفتند.
he sought to conciliate in the dispute.
او تلاش کرد تا در نزاع سازش کند.
I sought refuge in drink.
من در نوشیدنی پناه گرفتم.
sought to localize the origin of the rumor.
تلاش برای تعیین محل انتشار شایعه.
sought the great oblivion of sleep.
به دنبال فراموشی بزرگ خواب بود.
He sought to make peace.
او تلاش کرد تا صلح برقرار کند.
he sought to distance himself from the proposals.
او سعی کرد خود را از پیشنهادها دور کند.
government units sought to repel the rebels.
واحدهای دولتی به دنبال دفع شورشیان بودند.
people automatically sought a sanctuary in time of trouble.
افراد به طور خودکار در زمان سختی به دنبال پناهگاهی بودند.
the new regime sought his extradition.
رژیم جدید خواهان استرداد او بود.
he sought help from the police.
او از پلیس کمک خواست.
she sought solace in her religion.
او آرامش را در دین خود جستجو کرد.
the most expensive and sought-after perfume.
گران ترین و پرطرفدارترین عطر.
the president sought to spring the hostages.
رئیس جمهور تلاش کرد تا گروگان ها را آزاد کند.
They sought to set perpetual Zions there.
آنها به دنبال ایجاد صهیون دائمی در آنجا بودند.
sought an officer's berth in the merchant marine.
به دنبال یک پست افسری در نیروی دریایی بازرگانی بود.
Albeit fair, she was not sought after.
اگرچه منصفانه، او مورد توجه نبود.
sought divine guidance through meditation.
به دنبال هدایت الهی از طریق مراقبه بود.
I sought to change her mind.
من تلاش کردم تا نظر او را تغییر دهم.
He sought vainly for the answer.
او به طور بیهوده به دنبال پاسخ گشت.
sought after
جستجو شده
sought refuge
به پناه رفت
sought advice
جستجوی مشاوره
sought help
به دنبال کمک گشت
they sought refuge in the mountains.
آنها در کوهها پناه گرفتند.
he sought to conciliate in the dispute.
او تلاش کرد تا در نزاع سازش کند.
I sought refuge in drink.
من در نوشیدنی پناه گرفتم.
sought to localize the origin of the rumor.
تلاش برای تعیین محل انتشار شایعه.
sought the great oblivion of sleep.
به دنبال فراموشی بزرگ خواب بود.
He sought to make peace.
او تلاش کرد تا صلح برقرار کند.
he sought to distance himself from the proposals.
او سعی کرد خود را از پیشنهادها دور کند.
government units sought to repel the rebels.
واحدهای دولتی به دنبال دفع شورشیان بودند.
people automatically sought a sanctuary in time of trouble.
افراد به طور خودکار در زمان سختی به دنبال پناهگاهی بودند.
the new regime sought his extradition.
رژیم جدید خواهان استرداد او بود.
he sought help from the police.
او از پلیس کمک خواست.
she sought solace in her religion.
او آرامش را در دین خود جستجو کرد.
the most expensive and sought-after perfume.
گران ترین و پرطرفدارترین عطر.
the president sought to spring the hostages.
رئیس جمهور تلاش کرد تا گروگان ها را آزاد کند.
They sought to set perpetual Zions there.
آنها به دنبال ایجاد صهیون دائمی در آنجا بودند.
sought an officer's berth in the merchant marine.
به دنبال یک پست افسری در نیروی دریایی بازرگانی بود.
Albeit fair, she was not sought after.
اگرچه منصفانه، او مورد توجه نبود.
sought divine guidance through meditation.
به دنبال هدایت الهی از طریق مراقبه بود.
I sought to change her mind.
من تلاش کردم تا نظر او را تغییر دهم.
He sought vainly for the answer.
او به طور بیهوده به دنبال پاسخ گشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید