seas

[ایالات متحده]/[siːz]/
[بریتانیا]/[siz]/

ترجمه

n. pl. مناطق اقیانوس که توسط خشکی احاطه شده‌اند؛ یک توده بزرگ آب شور؛ ناحیه‌ای از آب، به ویژه ناحیه‌ای که نسبتاً کوچک و محصور است.

عبارات و ترکیب‌ها

seven seas

هفت دریا

open seas

دریاهای آزاد

across the seas

در سراسر دریاها

roam the seas

در دریاها سرگردان بودن

sailing seas

دریاهای دریانوردی

stormy seas

دریاهای طوفانی

calm seas

دریاهای آرام

foreign seas

دریاهای بیگانه

treasure seas

دریاهای گنج

endless seas

دریاهای بی پایان

جملات نمونه

the ship sailed across the open seas.

کشتی در دریای آزاد به حرکت درآمد.

we spent hours swimming in the warm, turquoise seas.

ما ساعت‌ها در دریای گرم و فیروزه‌ای شنا کردیم.

the sailors navigated the rough seas with skill.

ملوانان با مهارت در دریای خشن حرکت کردند.

the vast seas stretched out before us.

دریای وسیع در برابر ما گسترده شده بود.

the coastal town relied on the seas for its livelihood.

شهر ساحلی برای معیشت خود به دریا متکی بود.

the storm churned the seas into a furious mess.

طوفان دریایی را به هرج و مرج خروشان تبدیل کرد.

we explored the coral reefs beneath the clear seas.

ما صخره‌های مرجانی را در زیر دریای شفاف کاوش کردیم.

the ancient mariners charted the unknown seas.

ملوانان باستان آب‌های ناشناخته را نقشه‌برداری کردند.

the fishing fleet returned from the deep seas.

ناوگان ماهیگیری از دریاهای عمیق بازگشت.

the whales migrated through the cold, northern seas.

نهنگ‌ها از طریق دریای سرد و شمالی مهاجرت کردند.

the pirates roamed the caribbean seas seeking treasure.

دزدان دریایی به دنبال گنج در دریای کارائیب گشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید