seasonally adjusted
فصلانه تعدیل شده
seasonally available
در دسترس فصلی
seasonally employed
به صورت فصلی استخدام شده
seasonally affected
تحت تأثیر فصلی
seasonally high
فصلی بالا
seasonally low
فصلی پایین
seasonally changing
در حال تغییر فصلی
seasonally produced
تولید شده به صورت فصلی
seasonally popular
فصلی محبوب
seasonally relevant
مرتبط با فصل
the store seasonally stocks pumpkin spice lattes in the fall.
فروشگاه به صورت فصلی قهوه با طعم طعم دار کدو تنبل را در پاییز عرضه میکند.
we seasonally adjust our marketing campaigns to target holiday shoppers.
ما کمپینهای بازاریابی خود را به صورت فصلی برای هدف قرار دادن خریداران تعطیلات تنظیم میکنیم.
the farmer seasonally plants crops based on the climate and soil.
کشاورز به صورت فصلی محصولات را بر اساس آب و هوا و خاک کشت میکند.
demand for snow shovels seasonally increases during the winter months.
تقاضا برای بیل برفی به صورت فصلی در ماههای زمستان افزایش مییابد.
the landscaping crew seasonally maintains the lawn and gardens.
گروه محوطه سازی به صورت فصلی چمن و باغها را نگهداری میکند.
the restaurant seasonally features fresh seafood on its menu.
رستوران به صورت فصلی غذاهای دریایی تازه را در منوی خود ارائه میدهد.
the museum seasonally hosts special exhibits related to the time of year.
موزه به صورت فصلی نمایشگاههای ویژه مرتبط با زمان سال را برگزار میکند.
the clothing store seasonally displays summer apparel in june.
فروشگاه لباس به صورت فصلی لباسهای تابستانی را در ماه ژوئن به نمایش میگذارد.
the park seasonally offers hayrides during the autumn season.
پارک به صورت فصلی در فصل پاییز سواری با گاری علف ارائه میدهد.
the ski resort seasonally opens in december for the winter season.
پیادهروی اسکی به صورت فصلی در دسامبر برای فصل زمستان باز میشود.
the bakery seasonally bakes gingerbread cookies for christmas.
نانسازه به صورت فصلی شیرینیهای زنجبیری را برای کریسمس میپزد.
seasonally adjusted
فصلانه تعدیل شده
seasonally available
در دسترس فصلی
seasonally employed
به صورت فصلی استخدام شده
seasonally affected
تحت تأثیر فصلی
seasonally high
فصلی بالا
seasonally low
فصلی پایین
seasonally changing
در حال تغییر فصلی
seasonally produced
تولید شده به صورت فصلی
seasonally popular
فصلی محبوب
seasonally relevant
مرتبط با فصل
the store seasonally stocks pumpkin spice lattes in the fall.
فروشگاه به صورت فصلی قهوه با طعم طعم دار کدو تنبل را در پاییز عرضه میکند.
we seasonally adjust our marketing campaigns to target holiday shoppers.
ما کمپینهای بازاریابی خود را به صورت فصلی برای هدف قرار دادن خریداران تعطیلات تنظیم میکنیم.
the farmer seasonally plants crops based on the climate and soil.
کشاورز به صورت فصلی محصولات را بر اساس آب و هوا و خاک کشت میکند.
demand for snow shovels seasonally increases during the winter months.
تقاضا برای بیل برفی به صورت فصلی در ماههای زمستان افزایش مییابد.
the landscaping crew seasonally maintains the lawn and gardens.
گروه محوطه سازی به صورت فصلی چمن و باغها را نگهداری میکند.
the restaurant seasonally features fresh seafood on its menu.
رستوران به صورت فصلی غذاهای دریایی تازه را در منوی خود ارائه میدهد.
the museum seasonally hosts special exhibits related to the time of year.
موزه به صورت فصلی نمایشگاههای ویژه مرتبط با زمان سال را برگزار میکند.
the clothing store seasonally displays summer apparel in june.
فروشگاه لباس به صورت فصلی لباسهای تابستانی را در ماه ژوئن به نمایش میگذارد.
the park seasonally offers hayrides during the autumn season.
پارک به صورت فصلی در فصل پاییز سواری با گاری علف ارائه میدهد.
the ski resort seasonally opens in december for the winter season.
پیادهروی اسکی به صورت فصلی در دسامبر برای فصل زمستان باز میشود.
the bakery seasonally bakes gingerbread cookies for christmas.
نانسازه به صورت فصلی شیرینیهای زنجبیری را برای کریسمس میپزد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید