temporally

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. موقتی، به طور موقت

عبارات و ترکیب‌ها

temporally related

مرتبط با زمان

temporally varying

متغیر با زمان

temporally consistent

سازگار با زمان

temporally limited

محدود به زمان

temporally dependent

وابسته به زمان

temporally constrained

محدودیت زمانی

temporally continuous

پیوسته با زمان

temporally disconnected

غیر مرتبط با زمان

temporally shifting

جابجایی زمانی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید