landward

[ایالات متحده]/'lændwəd/
[بریتانیا]/'lændwɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به سمت زمین
adv. به سمت زمین

عبارات و ترکیب‌ها

landwards

به سمت خشکی

جملات نمونه

the landward side of the road.

سمت خشکی جاده

sailing landward; the landward side of a coastal fortification.

قایقرانی به سمت خشکی؛ سمت خشکی یک استحکامات ساحلی

the landward slopes receive the full force of the wind.

شیب‌های به سمت خشکی، تمام نیروی باد را دریافت می‌کنند.

The Yakou beach on the right side of the typhoon track was rather stable, with only a slight silting in the belt of middle tide besides erodedm manmade dunes in the landward backshore.

ساحل یاکوی در سمت راست مسیر تایفون نسبتاً پایدار بود، با ته نشینی جزئی در کمربند جزر و مد و همچنین تپه‌های شنی مصنوعی فرسوده در ساحل پشتی خشکی.

The ship approached the coast landward.

کشتی به سمت خشکی به ساحل نزدیک شد.

The storm moved landward, causing heavy rainfall.

طوفان به سمت خشکی حرکت کرد و باعث بارندگی شدید شد.

The explorers journeyed landward in search of new territories.

کاوشگران به دنبال سرزمین‌های جدید به سمت خشکی سفر کردند.

The town expanded landward as the population grew.

با افزایش جمعیت، شهر به سمت خشکی گسترش یافت.

The lighthouse guided ships safely landward.

چراغ دریایی کشتی‌ها را به طور ایمن به سمت خشکی هدایت کرد.

The beach stretches landward for miles.

ساحل برای مایل‌ها به سمت خشکی امتداد دارد.

The forest extends landward from the edge of the lake.

جنگل از لبه دریاچه به سمت خشکی امتداد دارد.

The trade winds blow from the sea landward.

بادهای تجاری از دریا به سمت خشکی می‌وزند.

The tsunami waves crashed landward with great force.

امواج سونامی با نیروی زیاد به سمت خشکی کوبیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید