secretaries

[ایالات متحده]/ˈsɛkrəˌtɛriz/
[بریتانیا]/ˈsɛkrəˌtɛriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع منشی؛ وزرا؛ مقامات منشی در سازمان‌های دولتی؛ نوع بزرگ در چاپ

عبارات و ترکیب‌ها

executive secretaries

معاونین اجرایی

personal secretaries

معاونین شخصی

administrative secretaries

معاونین اداری

legal secretaries

معاونین حقوقی

medical secretaries

معاونین پزشکی

senior secretaries

معاونین ارشد

office secretaries

معاونین دفتر

virtual secretaries

معاونین مجازی

staff secretaries

معاونین پرسنل

chief secretaries

معاونین ارشد

جملات نمونه

the secretaries organized the meeting efficiently.

معاونین جلسه را به طور موثر سازماندهی کردند.

many secretaries handle multiple tasks daily.

بسیاری از معاونین به طور روزانه چندین کار را انجام می دهند.

secretaries often manage schedules for executives.

معاونین اغلب برنامه های اجرایی مدیران را مدیریت می کنند.

it's important for secretaries to have good communication skills.

برای معاونین داشتن مهارت های ارتباطی خوب مهم است.

secretaries play a vital role in office administration.

معاونین نقش مهمی در امور اداری دفتر ایفا می کنند.

some secretaries specialize in legal or medical fields.

برخی از معاونین در زمینه های حقوقی یا پزشکی تخصص دارند.

secretaries often serve as the first point of contact.

معاونین اغلب به عنوان اولین نقطه تماس عمل می کنند.

training programs are available for aspiring secretaries.

برنامه های آموزشی برای معاونین آینده دار در دسترس است.

effective secretaries contribute to a productive work environment.

معاونین موثر به ایجاد یک محیط کار سازنده کمک می کنند.

secretaries need to be detail-oriented and organized.

معاونین باید به جزئیات توجه داشته باشند و منظم باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید