secretions

[ایالات متحده]/sɪˈkriːʃənz/
[بریتانیا]/sɪˈkriːʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد تولید شده و تخلیه شده توسط سلول ها یا غدد

عبارات و ترکیب‌ها

bodily secretions

ترشحات بدن

mucous secretions

ترشحات مخاطی

salivary secretions

ترشحات بزاقی

glandular secretions

ترشحات غدد

hormonal secretions

ترشحات هورمونی

digestive secretions

ترشحات گوارشی

urinary secretions

ترشحات ادراری

cerebrospinal secretions

ترشحات مغزی-نخاعی

respiratory secretions

ترشحات تنفسی

skin secretions

ترشحات پوستی

جملات نمونه

the body produces various secretions to aid digestion.

بدن ترشحات مختلفی تولید می‌کند تا به هضم کمک کند.

hormonal secretions play a crucial role in regulating mood.

ترشحات هورمونی نقش مهمی در تنظیم خلق و خو دارند.

secretions from the glands can affect skin health.

ترشحات غدد می‌توانند بر سلامت پوست تأثیر بگذارند.

some secretions are responsible for the body's immune response.

برخی از ترشحات مسئول پاسخ ایمنی بدن هستند.

excessive secretions can lead to discomfort and health issues.

ترشحات بیش از حد می‌تواند منجر به ناراحتی و مشکلات سلامتی شود.

salivary secretions help in the process of chewing and swallowing.

ترشحات بزاقی به فرآیند جویدن و بلع کمک می‌کنند.

researchers study the secretions of various species for medical advancements.

محققان ترشحات گونه‌های مختلف را برای پیشرفت‌های پزشکی مطالعه می‌کنند.

secretions in the respiratory system can indicate infections.

ترشحات در سیستم تنفسی می‌تواند نشان‌دهنده عفونت باشد.

understanding the role of secretions can improve treatment methods.

درک نقش ترشحات می‌تواند روش‌های درمانی را بهبود بخشد.

some animals use secretions for communication and territory marking.

برخی از حیوانات از ترشحات برای برقراری ارتباط و علامت‌گذاری قلمرو استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید