securit

[ایالات متحده]/ˈsɪkjʊrɪt/
[بریتانیا]/sɪˈkjʊrɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. امنیت؛ حفاظت؛ وضعیت بودن آزاد از خطر؛ اطمینان؛ تضمین؛ قول یا وعدۀ انجام چیزی یا رخ دادن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

security guard

نگهبان

security check

بررسی امنیتی

security clearance

تاییدیه امنیتی

security breach

نفوذ امنیتی

security deposit

دپوی امنیتی

national security

امنیت ملی

enhanced security

امنیت تقویت شده

security measures

اقدامات امنیتی

security update

به‌روزرسانی امنیتی

جملات نمونه

the team upgraded security protocols after the audit.

تیم پس از بازبینی، پروتکل‌های امنیتی را به روز رسانی کرد.

strong security measures protect customer data.

اقدامات امنیتی قوی داده‌های مشتریان را حفظ می‌کنند.

we performed a security check before the release.

قبل از راه‌اندازی، یک بررسی امنیتی انجام دادیم.

the vendor provides security updates every month.

فروشنده به‌طور ماهیانه به‌روزرسانی‌های امنیتی ارائه می‌دهد.

they tightened security controls to reduce risk.

آن‌ها کنترل‌های امنیتی را تقویت کردند تا خطر را کاهش دهند.

security clearance is required to enter the lab.

برای ورود به آزمایشگاه، اجازه امنیتی ضروری است.

the incident prompted a full security review.

این حادثه یک بازبینی کامل امنیتی را به‌دنبال داشت.

security breaches can damage a company’s reputation.

نشت‌های امنیتی می‌توانند به شهرت یک شرکت آسیب بزنند.

he works in security management for a bank.

او در یک بانک در حوزه مدیریت امنیت کار می‌کند.

our security policy requires two-factor authentication.

سیاست امنیتی ما اутنتیکیشن دو عامله را الزامی می‌کند.

they hired a security consultant to assess the system.

آن‌ها یک مشاور امنیتی استخدام کردند تا سیستم را ارزیابی کنند.

the airport increased security screening during the holiday.

هواپورت در طول تعطیلات، بررسی امنیتی را افزایش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید