seer

[ایالات متحده]/'siːə/
[بریتانیا]/sɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آینده‌نگر; پیامبر; بینا.
Word Forms
جمعseers

جملات نمونه

a seer of the future.

یک پیشگو

an inveterate seer of sights.

یک پیشگو با تجربه

our seers have grown gloomier about prospects for growth.

پیشگویان ما در مورد چشم انداز رشد، بدبین‌تر شده اند.

The FP rates were generally higher among younger women, nonblack women, and women in certain SEER areas.

نرخ FP به طور کلی در بین زنان جوان تر، زنان غیر سیاه پوست و زنانی که در مناطق SEER خاص زندگی می کنند، بالاتر بود.

The seer predicted the outcome of the battle.

پیشگو نتیجه نبرد را پیش بینی کرد.

She is known as a gifted seer.

او به عنوان یک پیشگوی با استعداد شناخته می شود.

The seer foretold a great storm approaching.

پیشگو از یک طوفان بزرگ در حال نزدیک شدن خبر داد.

The seer's visions often come true.

تصاویر پیشگو اغلب به حقیقت می پیوندند.

People sought the seer's guidance in times of uncertainty.

مردم در زمان های نامطمئن به دنبال راهنمایی پیشگو بودند.

The seer gazed into the crystal ball for answers.

پیشگو برای یافتن پاسخ به توپ بلور نگاه کرد.

Legends say the seer possesses magical powers.

افسانه ها می گویند که پیشگو دارای قدرت های جادویی است.

The seer's insights into the future were unparalleled.

بینش های پیشگو در مورد آینده بی نظیر بود.

The seer's prophecies were recorded for future generations.

پیشگویی های پیشگو برای نسل های آینده ثبت شدند.

Many believed the seer could communicate with spirits.

بسیاری معتقد بودند که پیشگو می تواند با ارواح ارتباط برقرار کند.

نمونه‌های واقعی

What do you know about seers?

در مورد پیشگوها چه می‌دانید؟

منبع: The Legend of Merlin

Once caricatured as short-sighted, he is now remembered as a seer.

که زمانی به عنوان کوتاه بین مسخره می‌شد، اکنون به عنوان یک پیشگو به یاد می‌آید.

منبع: The Economist - Arts

To protect themselves, they enlisted a pair of seers.

برای محافظت از خود، آنها دو پیشگو را استخدام کردند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Citizens with absolutely no desire to stab eyeballs or seer face parts.

شهروندانی که اصلاً تمایلی به فرو بردن چشمان یا قسمت‌های صورت پیشگو ندارند.

منبع: Crash Course in Drama

You can't tell Uther about your dream. If Uther thinks you've got the seers' power, he'll charge you with witchcraft.

نمی‌توانید به اوثر در مورد رویای خود بگویید. اگر اوثر فکر کند که شما قدرت پیشگوها را دارید، شما را به جادوگری متهم خواهد کرد.

منبع: The Legend of Merlin

That prophecy was made by a French seer named Michel de Nostredame.

این پیشگویی توسط یک پیشگوی فرانسوی به نام میشل دو نوسترادام انجام شد.

منبع: Learn English with Matthew.

But the seers of visions and the hearers of revelations are not always criminals.

اما پیشگویان دیدها و شنوندگان مکاشرات همیشه مجرم نیستند.

منبع: Saint Joan of Arc

Some seers naively hailed this asa force for world peace.

برخی از پیشگوها به طور ساده‌انگارانه این را به عنوان نیرویی برای صلح جهانی ستایش کردند.

منبع: Changxi English_College English Test Band 6_Read Beautiful Articles and Remember Vocabulary

Like, cook a piece of salmon, seer it skin side down, flip it over and just kiss it.

مثل این که یک تکه ماهی سالمون بپزید، آن را با پوست به سمت پایین سرخ کنید، برگردانید و فقط یک بوسه به آن بزنید.

منبع: A day’s diet of a celebrity.

Punxsutawney Phil, the seer of seers, the prognosticator of all prognosticators, was awakened from his burrow at 7: 25 a.

پانکسوتوانی فیلی، پیشگوی پیشگوها، پیشگوی همه پیشگوها، ساعت 7:25 صبح از لانه‌اش بیدار شد.

منبع: The New Yorker (video edition)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید