self-acting

[ایالات متحده]/[ˈself ˈæktɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈself ˈæktɪŋ]/

ترجمه

adj. خودکار کار کردن؛ خودمختار؛ نیازی به کنترل یا دخالت خارجی نداشتن؛ خودبه خودی؛ خودمختار

عبارات و ترکیب‌ها

self-acting mechanism

مکانیزم خودکار

self-acting valve

واکیو خودکار

self-acting engine

موتور خودکار

self-acting system

سیستم خودکار

self-acting device

دستگاه خودکار

self-acting process

فرايند خودکار

self-acting regulator

تنظیم کننده خودکار

self-acting pump

پمپ خودکار

self-acting control

کنترل خودکار

self-acting switch

کلید خودکار

جملات نمونه

the self-acting mechanism ensured consistent results.

مکانیزم خودکار نتایج یکنواختی را تضمین کرد.

we designed a self-acting irrigation system for the farm.

ما یک سیستم آبیاری خودکار را برای کشاورزی طراحی کردیم.

the self-acting door closed behind us with a click.

در خودکار پس از ما با یک صدای کلیک بسته شد.

the self-acting regulator maintained a stable temperature.

رگولاتور خودکار دمای پایداری را حفظ کرد.

the self-acting valve opened and closed as needed.

وازگر خودکار به طور مورد نیاز باز و بسته شد.

the self-acting switch activated the alarm system.

کلید خودکار سیستم هشدار را فعال کرد.

the self-acting pump delivered water to the reservoir.

پمپ خودکار آب را به مخزن ارسال کرد.

the self-acting control system improved efficiency.

سیستم کنترل خودکار به بهره‌وری را بهبود داد.

the self-acting feeder dispensed the correct amount of grain.

تغذیه‌کننده خودکار مقدار درستی از دانه‌ها را توزین کرد.

the self-acting sorting machine categorized the packages.

ماشین تفکیک خودکار بسته‌ها را دسته‌بندی کرد.

the self-acting system reduced human error significantly.

سیستم خودکار خطا‌های انسانی را به طور قابل توجهی کاهش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید