unassisted

[ایالات متحده]/ʌnə'sɪstɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnə'sɪstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون کمک؛ مستقل.

جملات نمونه

He completed the task unassisted.

او وظیفه را بدون کمک به پایان رساند.

The child walked unassisted for the first time.

بچه برای اولین بار بدون کمک راه رفت.

She solved the puzzle unassisted.

او پازل را بدون کمک حل کرد.

The team won the game unassisted.

تیم بدون کمک بازی را برد.

He cooked dinner unassisted.

او شام را بدون کمک پخت.

She passed the exam unassisted.

او بدون کمک در امتحان قبول شد.

The athlete finished the race unassisted.

ورزشکار بدون کمک مسابقه را به پایان رساند.

The artist created the masterpiece unassisted.

هنرمند بدون کمک شاهکار را خلق کرد.

He built the bookshelf unassisted.

او بدون کمک قفسه کتاب را ساخت.

She managed to fix the leak unassisted.

او توانست بدون کمک نشتی را تعمیر کند.

نمونه‌های واقعی

Gawain decides to accept his fate and face the Green Knight unassisted.

گاوین تصمیم می‌گیرد سرنوشت خود را بپذیرد و بدون کمک به سراغ شوالیه سبز برود.

منبع: Curious Muse

The Pope who is 85 years old, has knee problems and has difficulty walking unassisted.

پاپ که 85 سال دارد، مشکلات زانو دارد و نمی‌تواند بدون کمک راه برود.

منبع: PBS English News

Mr. Biden, who is 80, was helped up, but walked back to his seat unassisted.

آقای بایدن که 80 سال دارد، کمک گرفت تا بلند شود، اما بدون کمک به سمت صندلی‌اش بازگشت.

منبع: BBC Listening Collection June 2023

A 33-year-old American man has become the first person to cross Antarctica alone and unassisted.

یک مرد آمریکایی 33 ساله، اولین نفری شده است که آنتارکتیک را به تنهایی و بدون کمک عبور کرده است.

منبع: BBC World Headlines

She made the only unassisted triple play in league history...right here in Granville field, 1944.

او تنها بازی سه گانه بدون کمک در تاریخ لیگ را انجام داد...در اینجا در زمین گرینویل، 1944.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

The same physics make it possible, to score another apparently impossible goal, an unassisted corner kick.

همان قوانین فیزیک این امکان را فراهم می‌کنند که یک گل به ظاهر غیرممکن دیگر را به ثمر برسانید، یک ضربه کرنر بدون کمک.

منبع: 2018 World Cup

She briefly takes each suitor's hand, but then balances unassisted — a breath-taking display of physical strength and skill.

او به طور خلاصه دست هر خواستگار را می‌گیرد، اما سپس بدون کمک تعادل برقرار می‌کند - نمایشی نفس‌گیر از قدرت و مهارت بدنی.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

His remarks, made during Tesla's investor day, were accompanied by a video of Optimus walking around apparently unassisted.

اظهارات او که در طول روز سرمایه‌گذاران تسلا انجام شد، با ویدیویی از آپتیموس همراه بود که به طور ظاهری بدون کمک در حال قدم زدن بود.

منبع: Economist Business

At the Ashvale in Aberdeen, the hungriest diners can order a " whale" portion, so huge that anyone who finishes it unassisted wins a prize.

در اشویل در آبردین، گرسنه‌ترین غذاخوردن‌ها می‌توانند یک وعده «نهنگ» سفارش دهند، آنقدر بزرگ که هر کسی که آن را بدون کمک تمام کند، برنده جایزه می‌شود.

منبع: The Guardian (Article Version)

In solitude and misery, abandoned by all, unassisted by Art, uncomforted by Friendship, with pangs which if witnessed would have touched the hardest heart, was I delivered of my wretched burthen.

در تنهایی و بدبختی، رها شده توسط همه، بدون کمک هنر، بدون تسلی از دوستی، با دردها که اگر شاهد آن بودند، سخت‌ترین قلب را نیز لمس می‌کرد، من از بار شوم خود خلاص شدم.

منبع: Monk (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید