sensibles

[ایالات متحده]/[ˈsensəblz]/
[بریتانیا]/[ˈsɛnsəblz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که حکمت‌زدگی دارند؛ افراد عملکردی.؛ لباس‌هایی که برای استفاده عملکردی و راحت طراحی شده‌اند.
adj. عملکردی و نشان‌دهنده حکمت‌زدگی.

جملات نمونه

the company made some sensible decisions about cost-cutting.

شرکت تصمیمات منطقی در مورد کاهش هزینه‌ها گرفت.

it's sensible to wear a coat on a cold day.

در روزی سرد پوشیدن یک کت منطقی است.

she gave sensible advice about my career path.

او در مورد مسیر شغلی من مشورت منطقی داد.

he's a sensible person who always thinks things through.

او یک فرد منطقی است که همیشه به دقت در مسائل فکر می‌کند.

it's sensible to save money for a rainy day.

ذخیره پول برای روز بارانی منطقی است.

the sensible thing to do was to call for help.

چیز منطقی این بود که کمک بخواهیم.

we need a sensible approach to solving this problem.

ما به یک رویکرد منطقی برای حل این مشکل نیاز داریم.

he offered sensible suggestions for improving the project.

او پیشنهادات منطقی برای بهبود پروژه ارائه داد.

it's sensible to check the weather forecast before hiking.

قبل از ترک، منطقی است که پیش‌بینی آب و هوا را بررسی کنید.

the judge made a sensible ruling in the case.

دیوان در این پرونده حکم منطقی صادر کرد.

a sensible investment strategy is key to long-term success.

استراتژی سرمایه‌گذاری منطقی کلید موفقیت بلند مدت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید