sewn together
به هم متصل شده
sewn patch
وصله دوخته شده
sewn fabric
پارچه دوخته شده
sewn design
طرح دوخته شده
sewn edge
لبه دوخته شده
sewn item
قطعه دوخته شده
sewn pattern
الگوی دوخته شده
sewn seam
درز دوخته شده
sewn quilt
ملحفه دوخته شده
sewn garment
لباس دوخته شده
the dress was beautifully sewn by hand.
لباس به زیبایی با دست دوخته شده بود.
he had a patch sewn onto his jacket.
او یک وصله روی ژاکتش دوخته بود.
she sewed the buttons back onto the shirt.
او دکمهها را دوباره روی پیراهن دوخت.
the quilt was sewn with bright colors.
ملحفه با رنگهای روشن دوخته شده بود.
they sewed a banner for the event.
آنها یک بنر برای رویداد دوختند.
the curtains were sewn to fit the window perfectly.
پردهها به گونهای دوخته شده بودند که به طور کامل با پنجره مطابقت داشتند.
he learned how to sew from his grandmother.
او یاد گرفت که چگونه از مادربزرگش بدوزد.
the patches were sewn on to cover the holes.
وصلهها برای پوشاندن سوراخها دوخته شدند.
she had a dress sewn for the wedding.
او یک لباس برای عروسی دوخت.
he sewed his name into the lining of the coat.
او نام خود را در آستر کت دوخت.
sewn together
به هم متصل شده
sewn patch
وصله دوخته شده
sewn fabric
پارچه دوخته شده
sewn design
طرح دوخته شده
sewn edge
لبه دوخته شده
sewn item
قطعه دوخته شده
sewn pattern
الگوی دوخته شده
sewn seam
درز دوخته شده
sewn quilt
ملحفه دوخته شده
sewn garment
لباس دوخته شده
the dress was beautifully sewn by hand.
لباس به زیبایی با دست دوخته شده بود.
he had a patch sewn onto his jacket.
او یک وصله روی ژاکتش دوخته بود.
she sewed the buttons back onto the shirt.
او دکمهها را دوباره روی پیراهن دوخت.
the quilt was sewn with bright colors.
ملحفه با رنگهای روشن دوخته شده بود.
they sewed a banner for the event.
آنها یک بنر برای رویداد دوختند.
the curtains were sewn to fit the window perfectly.
پردهها به گونهای دوخته شده بودند که به طور کامل با پنجره مطابقت داشتند.
he learned how to sew from his grandmother.
او یاد گرفت که چگونه از مادربزرگش بدوزد.
the patches were sewn on to cover the holes.
وصلهها برای پوشاندن سوراخها دوخته شدند.
she had a dress sewn for the wedding.
او یک لباس برای عروسی دوخت.
he sewed his name into the lining of the coat.
او نام خود را در آستر کت دوخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید