shabbier

[ایالات متحده]/ˈʃæbiə/
[بریتانیا]/ˈʃæbiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرسوده یا در شرایط بد به دلیل استفاده طولانی یا بی‌توجهی؛ در ظاهر پاره یا کهنه؛ حقیر یا مذموم

عبارات و ترکیب‌ها

shabbier than

از شبیه‌تر

shabbier appearance

ظاهر شبیه‌تر

shabbier clothes

لباس‌های شبیه‌تر

shabbier condition

شرایط شبیه‌تر

shabbier furniture

مبلمان شبیه‌تر

shabbier living

زندگی شبیه‌تر

shabbier neighborhood

محله شبیه‌تر

shabbier house

خانه شبیه‌تر

shabbier reputation

شهرت شبیه‌تر

shabbier style

سبک شبیه‌تر

جملات نمونه

his clothes looked shabbier than ever after the camping trip.

لباس‌های او پس از سفر کمپینگ از همیشه نامرتب‌تر به نظر می‌رسید.

the once vibrant neighborhood has become shabbier over the years.

محله‌ای که زمانی پرجنب‌وجوش بود، در طول سال‌ها نامرتب‌تر شده است.

she felt shabbier than her friends in their new outfits.

او احساس می‌کرد که در مقایسه با دوستانش که لباس‌های جدید پوشیده بودند، نامرتب‌تر است.

the hotel room was shabbier than the pictures suggested.

اتاق هتل از آنچه در تصاویر نشان داده شده بود، نامرتب‌تر بود.

his car was getting shabbier with each passing year.

ماشینش با گذشت هر سال، نامرتب‌تر می‌شد.

as the economy declined, many buildings appeared shabbier.

با کاهش اقتصاد، بسیاری از ساختمان‌ها نامرتب‌تر به نظر می‌رسیدند.

the once luxurious restaurant now looked shabbier than ever.

رستورانی که زمانی مجلل بود، اکنون از همیشه نامرتب‌تر به نظر می‌رسید.

he felt shabbier after being compared to his successful brother.

او پس از مقایسه با برادر موفقش احساس می‌کرد که نامرتب‌تر است.

her shabbier appearance didn't bother her at all.

ظاهر نامرتب‌تر او اصلاً آزارش نمی‌داد.

the furniture in the house was shabbier than i remembered.

مبلمان در خانه از آنچه به یاد داشتم نامرتب‌تر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید