shadowes

[ایالات متحده]//ˈʃædəʊz//
[بریتانیا]//ˈʃædoʊz//

ترجمه

n. سایه‌ها؛ مناطق تاریکی که به دلیل مانع شدن نور توسط یک جسم ایجاد می‌شود (همچنین: در مفاهیم کامپیوتر/شبکه، اثر سایه/پوشش)
v. حالت حاضر شخص سوم فعل shadow: دنبال کردن به نزدیکی یا پوشاندن با سایه

جملات نمونه

long shadowes stretched across the empty road at dusk.

سایه‌های طولانی روی جاده خالی در آفتاب غروبی گسترش یافتند.

the trees cast shadowes over the quiet garden.

درختان سایه‌هایی روی گیاهان آرام و ساکت پراکنده‌اند.

she moved in the shadowes to avoid being seen.

او در سایه‌ها حرکت کرد تا دیده شود.

his past mistakes still haunted him like shadowes.

خطاهای گذشته‌اش هنوز او را مانند سایه‌ها تعقیب می‌کرد.

they were followed by shadowes in the flickering streetlight.

آنها توسط سایه‌ها در نور خیابانی لرزان دنبال می‌شدند.

dark shadowes gathered under the bridge as the storm approached.

سایه‌های تاریک زیر پل جمع شدند وقتی باران نزدیک شد.

we watched the shadowes dance on the wall from the candle.

ما سایه‌ها را روی دیوار از روی شمع رقصیدن را دیدیم.

her smile faded, and worry left shadowes under her eyes.

خنده‌اش کم رفت و نگرانی سایه‌هایی زیر چشمانش گذاشت.

the mountains threw shadowes across the valley in early morning.

کوه‌ها سایه‌هایی روی دشت در صبح زود پرتاب کردند.

he stood in the shadowes of the doorway, waiting patiently.

او در سایه‌های دریچه ایستاده بود و صبورانه منتظر می‌ماند.

as the sun sank lower, the shadowes grew longer and colder.

وقتی خورشید پایین‌تر رفت، سایه‌ها طولانی‌تر و سردتر شدند.

old memories cast long shadowes over their friendship.

یادهای قدیمی سایه‌های طولانی روی دوستی‌شان انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید