shake-up

[ایالات متحده]/ˈʃeɪk.ʌp/
[بریتانیا]/ˈʃeɪk.ʌp/

ترجمه

n. یک عمل تکان دادن یا هم زدن؛ یک تغییر ناگهانی یا مهم، به ویژه در پرسنل یا سازمان؛ یک اقدام موقت یا راه حل موقت
Word Forms
جمعshake-ups

عبارات و ترکیب‌ها

major shake-up

تغییرات اساسی

shake-up time

زمان ایجاد تغییر و تحول

shake-ups

تغییرات و تحولات

political shake-up

تغییرات سیاسی

industry shake-up

تغییرات در صنعت

complete shake-up

تغییر و تحول کامل

جملات نمونه

the company announced a major shake-up in its management team.

شرکت اعلامیه ای مبنی بر تغییرات اساسی در تیم مدیریت خود منتشر کرد.

the new regulations caused a shake-up in the industry.

قوانین جدید باعث ایجاد تغییراتی در صنعت شد.

there's been a shake-up in the political landscape following the election.

پس از انتخابات، تحولاتی در چشم انداز سیاسی رخ داده است.

the merger resulted in a significant shake-up of the market.

ادغام منجر به تغییرات قابل توجهی در بازار شد.

the scandal triggered a shake-up within the organization.

رسوایی باعث ایجاد تحولاتی در داخل سازمان شد.

we expect a shake-up in the rankings after this week's games.

ما انتظار داریم پس از بازی های این هفته، رتبه بندی ها دستخوش تغییر شود.

the sudden departure created a shake-up in the project timeline.

رفتن ناگهانی باعث ایجاد تحولاتی در جدول زمانی پروژه شد.

the new ceo promised a shake-up of the company's culture.

مدیر عامل جدید قول داد فرهنگ شرکت را متحول کند.

the film's success led to a shake-up in the studio's strategy.

موفقیت فیلم منجر به تغییراتی در استراتژی استودیو شد.

a shake-up in personnel is expected next month.

انتظار می رود ماه آینده تغییراتی در پرسنل ایجاد شود.

the unexpected results caused a shake-up in the scientific community.

نتایج غیرمنتظره باعث ایجاد تحولاتی در جامعه علمی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید