shamans

[ایالات متحده]/[ˈʃɑːmən]/
[بریتانیا]/[ˈʃɑːmən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به داشتن دسترسی به یک دنیای معنوی از طریق حالات تغییر یافته آگاهی شناخته می‌شود و تصور می‌شود که قادر به برقراری ارتباط یا تأثیرگذاری بر ارواح به نمایندگی از یک جامعه است؛ یک عملگر آئین شامانیستی.

عبارات و ترکیب‌ها

shamans communicate

ارتباط برقرار می‌کنند شمن‌ها

ancient shamans

شمن‌های باستانی

shamans dance

شمن‌ها می‌رقصند

becoming shamans

تبدیل شدن به شمن

powerful shamans

شمن‌های قدرتمند

shamans heal

شمن‌ها شفا می‌دهند

training shamans

آموزش شمن‌ها

shamans journey

سفر شمن‌ها

shamans protect

شمن‌ها محافظت می‌کنند

shamans sing

شمن‌ها آواز می‌خوانند

جملات نمونه

many indigenous cultures still rely on shamans for healing and guidance.

بسیاری از فرهنگ‌های بومی هنوز به شفادهندگان برای درمان و راهنمایی متکی هستند.

the shaman entered a trance state to communicate with the spirit world.

شفادهنده برای ارتباط با دنیای ارواح وارد حالت نشئه شد.

traditional rituals often involve shamans performing ceremonies and dances.

آیین‌های سنتی اغلب شامل شفادهندگانی است که مراسم و رقص‌ها اجرا می‌کنند.

some people seek out shamans for spiritual cleansing and protection.

برخی افراد به دنبال شفادهندگان برای پاکسازی و محافظت معنوی هستند.

the role of shamans has diminished in many modern societies.

نقش شفادهندگان در بسیاری از جوامع مدرن کاهش یافته است.

the village elder consulted with the shaman about the upcoming harvest.

رئیس روستا با شفادهنده در مورد برداشت محصول آینده مشورت کرد.

shamans often use herbs and natural remedies in their healing practices.

شفادهندگان اغلب از گیاهان دارویی و درمان‌های طبیعی در روش‌های درمانی خود استفاده می‌کنند.

the shaman’s drumming and chanting created a powerful atmosphere.

نواختن و زمزمه شفادهنده فضایی قدرتمند ایجاد کرد.

stories of powerful shamans are passed down through generations.

داستان‌های شفادهندگانی قدرتمند نسل به نسل منتقل می‌شوند.

the community respected the wisdom and knowledge of the local shaman.

جامعه به خرد و دانش شفادهنده محلی احترام می‌گذاشت.

shamans act as intermediaries between the human and spirit realms.

شفادهندگان به عنوان واسطه بین دنیای انسان و دنیای ارواح عمل می‌کنند.

the young apprentice eagerly learned from the experienced shaman.

شاگرد جوان با اشتیاق از شفادهنده با تجربه یاد می‌گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید