a mass of shapeless slag;
توده ای از سنگ خطرناک شکلدار;
She wore a shapeless knitted garment.
او یک لباس بافتنی بیفرم پوشیده بود.
she wore a shapeless frock and no make-up.
او یک لباس بیفرم و بدون آرایش پوشیده بود.
The black reticule sagged under the weight of shapeless objects.
کیف سیاه در اثر سنگینی اشیاء بیفرم آویزان شده بود.
When I washed the jumper, it just turned into a shapeless mass.
وقتی ژاکت را شستم، فقط به یک توده بی شکل تبدیل شد.
The window, tattooed with grape-shot, had lost glass and frame and was nothing now but a shapeless hole, tumultuously blocked with paving-stones.
پنجرهای که با گلولههای کوچک پوشیده شده بود، شیشه و قاب خود را از دست داده بود و اکنون فقط یک سوراخ بیشکل بود که به طور آشوبگرانهای با سنگفرشها مسدود شده بود.
a mass of shapeless slag;
توده ای از سنگ خطرناک شکلدار;
She wore a shapeless knitted garment.
او یک لباس بافتنی بیفرم پوشیده بود.
she wore a shapeless frock and no make-up.
او یک لباس بیفرم و بدون آرایش پوشیده بود.
The black reticule sagged under the weight of shapeless objects.
کیف سیاه در اثر سنگینی اشیاء بیفرم آویزان شده بود.
When I washed the jumper, it just turned into a shapeless mass.
وقتی ژاکت را شستم، فقط به یک توده بی شکل تبدیل شد.
The window, tattooed with grape-shot, had lost glass and frame and was nothing now but a shapeless hole, tumultuously blocked with paving-stones.
پنجرهای که با گلولههای کوچک پوشیده شده بود، شیشه و قاب خود را از دست داده بود و اکنون فقط یک سوراخ بیشکل بود که به طور آشوبگرانهای با سنگفرشها مسدود شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید