shapeliness

[ایالات متحده]/ˈʃeɪplɪnəs/
[بریتانیا]/ˈʃeɪplɪnəs/

ترجمه

n. کیفیتی از داشتن فرمی جذاب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

natural shapeliness

تناسب طبیعی

enhanced shapeliness

تناسب تقویت‌شده

feminine shapeliness

تناسب زنانه

ideal shapeliness

تناسب ایده‌آل

body shapeliness

تناسب اندام

curves of shapeliness

منحنی‌های تناسب

shapeliness appeal

جذابیت تناسب

shapeliness factors

عوامل تناسب

shapeliness standards

استانداردهای تناسب

shapeliness appreciation

قدردانی از تناسب

جملات نمونه

her shapeliness was admired by everyone at the party.

زیبایی و تناسب اندام او مورد تحسین همه در مهمانی بود.

the artist focused on the shapeliness of the human form in his paintings.

هنرمند بر تناسب اندام انسان در نقاشی‌های خود تمرکز کرد.

shapeliness is often associated with beauty in fashion.

تناسب اندام اغلب با زیبایی در مد مرتبط است.

she worked hard to maintain her shapeliness through exercise.

او برای حفظ تناسب اندام خود از طریق ورزش سخت تلاش کرد.

the dress accentuated her shapeliness perfectly.

لباس به خوبی تناسب اندام او را برجسته کرد.

many models are celebrated for their shapeliness on the runway.

بسیاری از مدل‌ها به خاطر تناسب اندامشان در نمایشگاه مشهور هستند.

shapeliness can vary greatly from one culture to another.

تناسب اندام می‌تواند به طور قابل توجهی از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت باشد.

she felt confident in her shapeliness after the makeover.

او بعد از آرایش احساس اعتماد به نفس در مورد تناسب اندام خود کرد.

fashion designers often highlight shapeliness in their collections.

طراحان مد اغلب تناسب اندام را در مجموعه های خود برجسته می کنند.

shapeliness is not just about size, but also about proportion.

تناسب اندام فقط در مورد اندازه نیست، بلکه در مورد تناسب نیز هست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید