sharpshooting

[ایالات متحده]/ˈʃɑːpʃuːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃɑːrpshuːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهارت در تیراندازی دقیق

عبارات و ترکیب‌ها

sharpshooting skills

مهارت تیراندازی با دقت

sharpshooting practice

تمرین تیراندازی با دقت

sharpshooting competition

مسابقه تیراندازی با دقت

sharpshooting training

آموزش تیراندازی با دقت

sharpshooting game

بازی تیراندازی با دقت

sharpshooting technique

تکنیک تیراندازی با دقت

sharpshooting team

تیم تیراندازی با دقت

sharpshooting event

رویداد تیراندازی با دقت

sharpshooting challenge

چالش تیراندازی با دقت

sharpshooting expert

متخصص تیراندازی با دقت

جملات نمونه

his sharpshooting skills impressed everyone at the competition.

مهارت‌های تیراندازی او همه را در مسابقه تحت تأثیر قرار داد.

she practices sharpshooting every weekend to improve her accuracy.

او هر آخر هفته برای بهبود دقت خود تیراندازی تمرین می‌کند.

the movie featured a thrilling scene of sharpshooting in the wild.

فیلم دارای صحنه‌ای هیجان‌انگیز از تیراندازی در طبیعت بود.

sharpshooting requires both concentration and precision.

تیراندازی هم به تمرکز و هم به دقت نیاز دارد.

he won the award for his exceptional sharpshooting during the tournament.

او جایزه خود را برای تیراندازی استثنایی خود در طول مسابقات برد.

the sharpshooting team trained rigorously for the upcoming event.

تیم تیراندازی برای رویداد آینده به طور جدی تمرین کرد.

her sharpshooting abilities were honed through years of practice.

توانایی‌های تیراندازی او در طول سال‌ها تمرین تقویت شد.

he watched a documentary about the history of sharpshooting.

او یک فیلم مستند در مورد تاریخچه تیراندازی تماشا کرد.

sharpshooting competitions are held annually in many countries.

مسابقات تیراندازی هر سال در بسیاری از کشورها برگزار می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید