sheeplike behavior
رفتار شبیه به گوسفند
sheeplike appearance
ظاهر شبیه به گوسفند
sheeplike qualities
ویژگیهای شبیه به گوسفند
sheeplike attitude
نگاه شبیه به گوسفند
sheeplike nature
طبع شبیه به گوسفند
sheeplike thoughts
افکار شبیه به گوسفند
sheeplike movements
حرکات شبیه به گوسفند
sheeplike responses
واکنشهای شبیه به گوسفند
sheeplike instincts
غریزه شبیه به گوسفند
sheeplike following
دنبال کردن شبیه به گوسفند
he followed the sheeplike crowd into the store.
او جمعیت شبیه به گوسفند را به داخل مغازه دنبال کرد.
her sheeplike behavior made it easy for others to manipulate her.
رفتار شبیه به گوسفند او باعث شد دیگران به راحتی او را دستکاری کنند.
the students were sheeplike in their obedience to the teacher.
دانشجویان در اطاعت از معلم خود شبیه به گوسفند بودند.
in the meeting, his sheeplike agreement with the majority was evident.
در جلسه، موافقت او با اکثریت به شیوهای شبیه به گوسفند آشکار بود.
the sheeplike nature of the followers worried the leader.
طبیعت شبیه به گوسفند پیروان باعث نگرانی رهبر شد.
she had a sheeplike trust in the company's promises.
او اعتماد شبیه به گوسفند به وعدههای شرکت داشت.
the sheeplike attitude of his friends made him feel uncomfortable.
حالت شبیه به گوسفند دوستانش باعث ناراحتی او شد.
his sheeplike demeanor made it hard for him to stand out.
ظاهر و رفتار شبیه به گوسفند او باعث شد که برای او سخت باشد از دیگران متمایز شود.
they followed the sheeplike trend without questioning it.
آنها روند شبیه به گوسفند را بدون سوال کردن دنبال کردند.
her sheeplike loyalty to the brand was surprising.
وفاداری شبیه به گوسفند او به برند غیرمنتظره بود.
sheeplike behavior
رفتار شبیه به گوسفند
sheeplike appearance
ظاهر شبیه به گوسفند
sheeplike qualities
ویژگیهای شبیه به گوسفند
sheeplike attitude
نگاه شبیه به گوسفند
sheeplike nature
طبع شبیه به گوسفند
sheeplike thoughts
افکار شبیه به گوسفند
sheeplike movements
حرکات شبیه به گوسفند
sheeplike responses
واکنشهای شبیه به گوسفند
sheeplike instincts
غریزه شبیه به گوسفند
sheeplike following
دنبال کردن شبیه به گوسفند
he followed the sheeplike crowd into the store.
او جمعیت شبیه به گوسفند را به داخل مغازه دنبال کرد.
her sheeplike behavior made it easy for others to manipulate her.
رفتار شبیه به گوسفند او باعث شد دیگران به راحتی او را دستکاری کنند.
the students were sheeplike in their obedience to the teacher.
دانشجویان در اطاعت از معلم خود شبیه به گوسفند بودند.
in the meeting, his sheeplike agreement with the majority was evident.
در جلسه، موافقت او با اکثریت به شیوهای شبیه به گوسفند آشکار بود.
the sheeplike nature of the followers worried the leader.
طبیعت شبیه به گوسفند پیروان باعث نگرانی رهبر شد.
she had a sheeplike trust in the company's promises.
او اعتماد شبیه به گوسفند به وعدههای شرکت داشت.
the sheeplike attitude of his friends made him feel uncomfortable.
حالت شبیه به گوسفند دوستانش باعث ناراحتی او شد.
his sheeplike demeanor made it hard for him to stand out.
ظاهر و رفتار شبیه به گوسفند او باعث شد که برای او سخت باشد از دیگران متمایز شود.
they followed the sheeplike trend without questioning it.
آنها روند شبیه به گوسفند را بدون سوال کردن دنبال کردند.
her sheeplike loyalty to the brand was surprising.
وفاداری شبیه به گوسفند او به برند غیرمنتظره بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید