shenanigans

[ایالات متحده]/ʃəˈnænɪɡənz/
[بریتانیا]/ʃəˈnænɪɡənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (به‌ویژه خنده‌دار یا جالب) حقه، شوخی، یا فریب

عبارات و ترکیب‌ها

crazy shenanigans

دسیسه‌های دیوانه کننده

shenanigans ensue

دسیسه‌ها آغاز می‌شوند

shenanigans galore

دسیسه‌های فراوان

shenanigans ahead

دسیسه‌ها در پیش است

sneaky shenanigans

دسیسه‌های زیرکانه

shenanigans abound

دسیسه‌ها فراگیر است

playful shenanigans

دسیسه‌های بازیگوشانه

shenanigans revealed

دسیسه‌ها آشکار شد

shenanigans confirmed

دسیسه‌ها تأیید شد

shenanigans detected

دسیسه‌ها شناسایی شد

جملات نمونه

his shenanigans at the party made everyone laugh.

رفتارهای شیطنت‌آمیز او در مهمانی باعث خنده همه شد.

the kids were up to their usual shenanigans in the backyard.

بچه‌ها مثل همیشه در حیاط پشتی مشغول بازی‌های شیطنت‌آمیز خود بودند.

we can't let their shenanigans ruin our plans.

نمی‌توانیم اجازه دهیم رفتارهای شیطنت‌آمیز آن‌ها برنامه‌های ما را خراب کند.

his shenanigans often got him into trouble.

رفتارهای شیطنت‌آمیز او اغلب باعث ایجاد مشکل برایش می‌شد.

they were always known for their playful shenanigans.

آن‌ها همیشه به خاطر بازی‌های شیطنت‌آمیزشان معروف بودند.

we had to deal with their shenanigans during the meeting.

ما مجبور بودیم در طول جلسه با رفتارهای شیطنت‌آمیز آن‌ها کنار بیاییم.

her shenanigans at work were becoming a distraction.

رفتارهای شیطنت‌آمیز او در محل کار به یک حواس‌پرتی تبدیل می‌شد.

don't let their shenanigans distract you from your goals.

نذارید رفتارهای شیطنت‌آمیز آن‌ها شما را از اهداف‌تان دور کند.

they planned a series of shenanigans for the festival.

آن‌ها مجموعه‌ای از بازی‌های شیطنت‌آمیز را برای جشنواره برنامه‌ریزی کردند.

their shenanigans were the highlight of the event.

رفتارهای شیطنت‌آمیز آن‌ها جذاب‌ترین بخش رویداد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید