shinier

[ایالات متحده]/ˈʃaɪniər/
[بریتانیا]/ˈʃaɪniɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فرم مقایسه‌ای درخشان؛ بازتابنده؛ روشن؛ صیقلی

عبارات و ترکیب‌ها

shinier than ever

درخشان‌تر از همیشه

shinier surface

سطح درخشان‌تر

shinier finish

پوشش درخشان‌تر

shinier appearance

ظاهر درخشان‌تر

shinier results

نتایج درخشان‌تر

shinier look

ظاهر درخشان‌تر

shinier hair

موهای درخشان‌تر

shinier car

ماشین درخشان‌تر

shinier nails

ناخن‌های درخشان‌تر

shinier teeth

دندان‌های درخشان‌تر

جملات نمونه

the new car is shinier than the old one.

ماشین جدید از ماشین قدیمی براق‌تر بود.

her smile became shinier after the compliment.

بعد از تعریف، لبخندش جذاب‌تر شد.

he polished the silverware until it was shinier.

او ظروف نقره را تا زمانی که براق شدند، پرداخت کرد.

the stars looked shinier in the clear sky.

ستاره‌ها در آسمان صاف، درخشان‌تر به نظر می‌رسیدند.

she prefers shinier nail polish for special occasions.

او ترجیح می‌دهد برای مناسبت‌های خاص، لاک ناخن براق‌تری استفاده کند.

the new paint made the house shinier.

رنگ جدید باعث شد خانه براق‌تر شود.

with the right lighting, the jewelry looked shinier.

با نورپردازی مناسب، جواهرات براق‌تر به نظر می‌رسیدند.

her hair appeared shinier after the treatment.

موهایش بعد از درمان برازنده‌تر شدند.

the sun made the ocean look shinier.

خورشید باعث شد اقیانوس براق‌تر به نظر برسد.

he wanted his shoes to be shinier for the interview.

او می‌خواست کفشش برای مصاحبه براق‌تر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید