dear shipmates
همسران دریانورد
among shipmates
بین همسران دریانورد
shipmates aboard
همسران دریانورد در کشتی
loyal shipmates
همسران دریانورد وفادار
old shipmates
همسران دریانورد قدیمی
support shipmates
همسران دریانورد حامی
help shipmates
همسران دریانورد کمک کننده
fellow shipmates
همسران دریانورد همکار
trusted shipmates
همسران دریانورد مورد اعتماد
brave shipmates
همسران دریانورد شجاع
we bid farewell to our shipmates after a long voyage.
پس از یک سفر طولانی، ما به همراهیهای کشتیمان لیمان گذاشتیم.
my shipmates and i celebrated our successful mission with a hearty meal.
من و همراهیهای کشتیام با یک غذای پر انرژی، ماموریت موفق ما را جشن گرفتیم.
the captain addressed his shipmates with a message of encouragement.
کپیتان با پیامی تشویقآمیز، به همراهیهای کشتیاش سخن گفت.
we relied on our shipmates during the challenging storm at sea.
ما در طی باران شدید دریا به همراهیهای کشتیمان وابسته بودیم.
a close bond formed between the shipmates during their time at sea.
در طی زمانی که در دریا بودند، یک پیوند نزدیک بین همراهیهای کشتی تشکیل شد.
the experienced shipmates shared their knowledge with the new recruits.
همراهیهای کشتی با تجربه دانش خود را با جدیدترین عضوها به اشتراک گذاشتند.
we worked tirelessly alongside our shipmates to repair the damaged engine.
ما به طور غیرمحدود با همراهیهای کشتیمان کار کردیم تا موتور آسیب دیده را تعمیر کنیم.
the shipmates gathered on deck to watch the sunset.
همراهیهای کشتی روی پل کشتی جمع شدند تا غروب خورشید را ببینند.
we honored our fallen shipmates with a solemn ceremony.
ما با یک مراسم جدی، همراهیهای کشتیای که فوت کرده بودند را گرامی بار گذاشتیم.
the camaraderie among the shipmates was truly remarkable.
همدلی بین همراهیهای کشتی واقعاً بسیار عالی بود.
we trained with our shipmates to prepare for potential emergencies.
ما با همراهیهای کشتیمان تمرین کردیم تا در برابر احتمال وقوع اضطرابهایی آماده باشیم.
dear shipmates
همسران دریانورد
among shipmates
بین همسران دریانورد
shipmates aboard
همسران دریانورد در کشتی
loyal shipmates
همسران دریانورد وفادار
old shipmates
همسران دریانورد قدیمی
support shipmates
همسران دریانورد حامی
help shipmates
همسران دریانورد کمک کننده
fellow shipmates
همسران دریانورد همکار
trusted shipmates
همسران دریانورد مورد اعتماد
brave shipmates
همسران دریانورد شجاع
we bid farewell to our shipmates after a long voyage.
پس از یک سفر طولانی، ما به همراهیهای کشتیمان لیمان گذاشتیم.
my shipmates and i celebrated our successful mission with a hearty meal.
من و همراهیهای کشتیام با یک غذای پر انرژی، ماموریت موفق ما را جشن گرفتیم.
the captain addressed his shipmates with a message of encouragement.
کپیتان با پیامی تشویقآمیز، به همراهیهای کشتیاش سخن گفت.
we relied on our shipmates during the challenging storm at sea.
ما در طی باران شدید دریا به همراهیهای کشتیمان وابسته بودیم.
a close bond formed between the shipmates during their time at sea.
در طی زمانی که در دریا بودند، یک پیوند نزدیک بین همراهیهای کشتی تشکیل شد.
the experienced shipmates shared their knowledge with the new recruits.
همراهیهای کشتی با تجربه دانش خود را با جدیدترین عضوها به اشتراک گذاشتند.
we worked tirelessly alongside our shipmates to repair the damaged engine.
ما به طور غیرمحدود با همراهیهای کشتیمان کار کردیم تا موتور آسیب دیده را تعمیر کنیم.
the shipmates gathered on deck to watch the sunset.
همراهیهای کشتی روی پل کشتی جمع شدند تا غروب خورشید را ببینند.
we honored our fallen shipmates with a solemn ceremony.
ما با یک مراسم جدی، همراهیهای کشتیای که فوت کرده بودند را گرامی بار گذاشتیم.
the camaraderie among the shipmates was truly remarkable.
همدلی بین همراهیهای کشتی واقعاً بسیار عالی بود.
we trained with our shipmates to prepare for potential emergencies.
ما با همراهیهای کشتیمان تمرین کردیم تا در برابر احتمال وقوع اضطرابهایی آماده باشیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید