shmegegge

[ایالات متحده]/ʃməˈɡɛɡi/
[بریتانیا]/ʃməˈɡɛɡi/

ترجمه

n. یک شخص احمق یا ناتوان
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

shmegegge talk

گفتگوی شمه‌گهگه

shmegegge idea

ایده‌ی شمه‌گهگه

shmegegge stuff

چیزهای شمه‌گهگه

shmegegge moment

لحظه‌ی شمه‌گهگه

shmegegge story

داستان شمه‌گهگه

shmegegge business

کسب و کار شمه‌گهگه

shmegegge nonsense

حرف‌های بی‌معنی شمه‌گهگه

shmegegge situation

وضعیت شمه‌گهگه

shmegegge expression

عبارت شمه‌گهگه

جملات نمونه

he always acts like a shmegegge in meetings.

او همیشه در جلسات مثل یک خَمَگه عمل می‌کند.

don't be a shmegegge; think before you speak.

شَمَگه نباشید؛ قبل از صحبت کردن فکر کنید.

she called him a shmegegge for forgetting their anniversary.

او او را به خاطر فراموش کردن سالگرد عشقشان یک شَمَگه صدا زد.

his shmegegge behavior made everyone laugh.

رفتار شَمَگه او باعث خنده همه شد.

why do you always have to be such a shmegegge?

چرا همیشه باید اینقدر شَمَگه باشید؟

she thinks being a shmegegge is part of her charm.

او فکر می‌کند که شَمَگه بودن بخشی از جذابیت اوست.

stop acting like a shmegegge and get to work!

دیگر مثل یک شَمَگه رفتار نکنید و به کار بروید!

everyone knows he's a bit of a shmegegge.

همه می‌دانند که او کمی شَمَگه است.

she made a shmegegge mistake on her presentation.

او یک اشتباه شَمَگه در ارائه خود مرتکب شد.

he's a lovable shmegegge, always making us smile.

او یک شَمَگه دوست‌داشتنی است، همیشه ما را خوشحال می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید