| جمع | poppycocks |
absolute poppycock
گمگوشه مطلق
utter poppycock
گمگوشه محض
sheer poppycock
گمگوشه محض
total poppycock
گمگوشه کامل
poppycock nonsense
گمگوشگی پوچی
poppycock story
داستان گمگوشه
poppycock claims
ادعاهای گمگوشه
poppycock idea
ایده گمگوشه
poppycock argument
استدلال گمگوشه
poppycock theory
تئوری گمگوشه
that idea is complete poppycock!
آن ایده کاملاً پوچ است!
don't listen to his poppycock about the project.
به حرفهای پوچ او در مورد پروژه گوش نده.
she dismissed his claims as mere poppycock.
او ادعاهای او را صرفاً پوچ دانست.
it’s poppycock to think we can finish this in a day.
این فکر که میتوانیم این کار را در یک روز تمام کنیم، پوچ است.
his explanation was full of poppycock.
توضیحات او پر از حرفهای پوچ بود.
stop feeding me that poppycock!
دیگه آن حرفهای پوچ رو به من نگید!
that’s just a load of poppycock!
این فقط یک مشت حرف پوچ است!
she always has a knack for identifying poppycock.
او همیشه استعداد شناسایی حرفهای پوچ را دارد.
his argument was dismissed as poppycock by the experts.
استدلال او توسط کارشناسان به عنوان حرفهای پوچ رد شد.
it's poppycock to believe everything you read online.
باور کردن همه چیزهایی که در اینترنت میخوانید، پوچ است.
absolute poppycock
گمگوشه مطلق
utter poppycock
گمگوشه محض
sheer poppycock
گمگوشه محض
total poppycock
گمگوشه کامل
poppycock nonsense
گمگوشگی پوچی
poppycock story
داستان گمگوشه
poppycock claims
ادعاهای گمگوشه
poppycock idea
ایده گمگوشه
poppycock argument
استدلال گمگوشه
poppycock theory
تئوری گمگوشه
that idea is complete poppycock!
آن ایده کاملاً پوچ است!
don't listen to his poppycock about the project.
به حرفهای پوچ او در مورد پروژه گوش نده.
she dismissed his claims as mere poppycock.
او ادعاهای او را صرفاً پوچ دانست.
it’s poppycock to think we can finish this in a day.
این فکر که میتوانیم این کار را در یک روز تمام کنیم، پوچ است.
his explanation was full of poppycock.
توضیحات او پر از حرفهای پوچ بود.
stop feeding me that poppycock!
دیگه آن حرفهای پوچ رو به من نگید!
that’s just a load of poppycock!
این فقط یک مشت حرف پوچ است!
she always has a knack for identifying poppycock.
او همیشه استعداد شناسایی حرفهای پوچ را دارد.
his argument was dismissed as poppycock by the experts.
استدلال او توسط کارشناسان به عنوان حرفهای پوچ رد شد.
it's poppycock to believe everything you read online.
باور کردن همه چیزهایی که در اینترنت میخوانید، پوچ است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید