poppycock

[ایالات متحده]/ˈpɒpɪkɒk/
[بریتانیا]/ˈpɑːpɪkɑːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صحبت بیهوده؛ مزخرفات؛ اصطلاح عامیانه برای مزخرفات
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

absolute poppycock

گم‌گوشه مطلق

utter poppycock

گم‌گوشه محض

sheer poppycock

گم‌گوشه محض

total poppycock

گم‌گوشه کامل

poppycock nonsense

گم‌گوشگی پوچی

poppycock story

داستان گم‌گوشه

poppycock claims

ادعاهای گم‌گوشه

poppycock idea

ایده گم‌گوشه

poppycock argument

استدلال گم‌گوشه

poppycock theory

تئوری گم‌گوشه

جملات نمونه

that idea is complete poppycock!

آن ایده کاملاً پوچ است!

don't listen to his poppycock about the project.

به حرف‌های پوچ او در مورد پروژه گوش نده.

she dismissed his claims as mere poppycock.

او ادعاهای او را صرفاً پوچ دانست.

it’s poppycock to think we can finish this in a day.

این فکر که می‌توانیم این کار را در یک روز تمام کنیم، پوچ است.

his explanation was full of poppycock.

توضیحات او پر از حرف‌های پوچ بود.

stop feeding me that poppycock!

دیگه آن حرف‌های پوچ رو به من نگید!

that’s just a load of poppycock!

این فقط یک مشت حرف پوچ است!

she always has a knack for identifying poppycock.

او همیشه استعداد شناسایی حرف‌های پوچ را دارد.

his argument was dismissed as poppycock by the experts.

استدلال او توسط کارشناسان به عنوان حرف‌های پوچ رد شد.

it's poppycock to believe everything you read online.

باور کردن همه چیزهایی که در اینترنت می‌خوانید، پوچ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید