wild horses
اسبهای وحشی
riding horses
اسب سواری
race horses
اسبهای مسابقه
working horses
اسبهای کار
beautiful horses
اسبهای زیبا
strong horses
اسبهای قوی
horses running
اسبهایی که در حال دویدن هستند
horses grazing
اسبهایی که در حال چرا هستند
horses for sale
اسبها برای فروش
horse racing
مسابقات اسب سواری
the children loved watching the horses gallop across the field.
کودکان عاشق تماشای اسبهایی بودند که در حال دویدن در سراسر زمین بودند.
we rented horses and rode along the beach at sunset.
ما اسب اجاره کردیم و در هنگام غروب خورشید در امتداد ساحل سوار شدیم.
the stable housed several beautiful, well-groomed horses.
دامداری چندین اسب زیبا و خوشسیما را در خود جای داده بود.
he's a skilled horseman, able to handle any horse with ease.
او یک سوارکار ماهر است که میتواند به راحتی با هر اسبی برخورد کند.
the horses pawed the ground, eager to start the race.
اسبها با اشتیاق برای شروع مسابقه، زمین را با سم خود میخراشیدند.
the farm had a herd of horses grazing in the pasture.
در مزرعه، گلهای از اسبها در حال چرا در مراتع بودند.
she dreamed of owning a majestic, black horse.
او رویای داشتن یک اسب سیاه و باشکوه را داشت.
the horses pulled the carriage along the cobblestone street.
اسبها در طول خیابان سنگفرش، واگن را میکشیدند.
he broke the horse to ride it, a challenging but rewarding process.
او اسب را برای سواری رام کرد، فرآیندی چالشبرانگیز اما پاداشدهنده.
the horses' hooves echoed as they thundered down the trail.
صدای سم اسبها در حالی که با سرعت در مسیر طنینانداز میشدند، شنیده میشد.
the equestrian team trained their horses rigorously for the competition.
تیم سوارکاری به طور جدی اسبهای خود را برای مسابقه آموزش دادند.
wild horses
اسبهای وحشی
riding horses
اسب سواری
race horses
اسبهای مسابقه
working horses
اسبهای کار
beautiful horses
اسبهای زیبا
strong horses
اسبهای قوی
horses running
اسبهایی که در حال دویدن هستند
horses grazing
اسبهایی که در حال چرا هستند
horses for sale
اسبها برای فروش
horse racing
مسابقات اسب سواری
the children loved watching the horses gallop across the field.
کودکان عاشق تماشای اسبهایی بودند که در حال دویدن در سراسر زمین بودند.
we rented horses and rode along the beach at sunset.
ما اسب اجاره کردیم و در هنگام غروب خورشید در امتداد ساحل سوار شدیم.
the stable housed several beautiful, well-groomed horses.
دامداری چندین اسب زیبا و خوشسیما را در خود جای داده بود.
he's a skilled horseman, able to handle any horse with ease.
او یک سوارکار ماهر است که میتواند به راحتی با هر اسبی برخورد کند.
the horses pawed the ground, eager to start the race.
اسبها با اشتیاق برای شروع مسابقه، زمین را با سم خود میخراشیدند.
the farm had a herd of horses grazing in the pasture.
در مزرعه، گلهای از اسبها در حال چرا در مراتع بودند.
she dreamed of owning a majestic, black horse.
او رویای داشتن یک اسب سیاه و باشکوه را داشت.
the horses pulled the carriage along the cobblestone street.
اسبها در طول خیابان سنگفرش، واگن را میکشیدند.
he broke the horse to ride it, a challenging but rewarding process.
او اسب را برای سواری رام کرد، فرآیندی چالشبرانگیز اما پاداشدهنده.
the horses' hooves echoed as they thundered down the trail.
صدای سم اسبها در حالی که با سرعت در مسیر طنینانداز میشدند، شنیده میشد.
the equestrian team trained their horses rigorously for the competition.
تیم سوارکاری به طور جدی اسبهای خود را برای مسابقه آموزش دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید