short-tailed

[ایالات متحده]/[ʃɔːt teɪld]/
[بریتانیا]/[ʃɔːrt teɪld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای دم کوتاه؛ مربوط به یا ویژگی حیواناتی که دم کوتاه دارند.
n. یک حیوان با دم کوتاه.

عبارات و ترکیب‌ها

short-tailed vole

گرگ میشکی دم کوتاه

short-tailed shearwater

گویچه دم کوتاه

short-tailed monkey

میمون دم کوتاه

short-tailed dog

سگ دم کوتاه

short-tailed kitten

کیت دم کوتاه

جملات نمونه

the short-tailed shearwater migrates thousands of miles each year.

سوسک کوتاه‌خیزه هر سال هزاران مایل می‌میگذارد.

we observed a short-tailed mongoose hunting in the tall grass.

ما یک مونگووس کوتاه‌خیزه را در گیاهان بلند شکار می‌کردیم.

the short-tailed opossum is a common sight in suburban areas.

کوپوسم کوتاه‌خیزه در مناطق پیش‌شهری به طور معمول دیده می‌شود.

the artist depicted a short-tailed dog in the painting.

هنرمند یک سگ کوتاه‌خیزه را در نقاشی نشان داد.

the short-tailed vole is a small rodent found in north america.

گوزن کوتاه‌خیزه یک حیوان خزه کوچک است که در آمریکای شمالی یافت می‌شود.

the child pointed to a short-tailed monkey swinging from a branch.

کودک به یک مارکس کوتاه‌خیزه که از یک شاخه می‌پرداخت نشان داد.

the short-tailed skink is a type of lizard native to australia.

سکینک کوتاه‌خیزه نوعی مار است که اصلی از ایالت اولستر است.

the farmer noticed a short-tailed rabbit in his vegetable garden.

کشاورز یک گرگ کوتاه‌خیزه را در باغچه گیاهانش متوجه شد.

the zoo showcased a fascinating short-tailed meerkat exhibit.

موزه حیوانات نمایشگاه جالبی از مورکات کوتاه‌خیزه را نمایش داد.

the researcher studied the behavior of the short-tailed shrew.

پژوهشگر رفتار گرگ کوتاه‌خیزه را مطالعه کرد.

the children enjoyed watching the short-tailed ferret play.

کودکان لذت بردند که دیدن یک فریت کوتاه‌خیزه بازی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید