bobbed

[ایالات متحده]/bɑbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کوتاه شده؛ موی کوتاه؛ در دسته
v. به سرعت کشیدن؛ کوتاه شده (فعل گذشته participle از bob)
Word Forms
زمان گذشتهbobbed
قسمت سوم فعلbobbed

عبارات و ترکیب‌ها

her hair bobbed

موهایش کوتاه بود

جملات نمونه

the boat bobbed up and down.

قایق بالا و پایین می‌رفت.

she bobbed a curtsy to him.

او تعظیم کرد و به او سر تکان داد.

She bobbed politely at me.

او مودبانه به من سر تکان داد.

The girl bobbed politely at him.

دختر به طور مؤدبانه به او سر تکان داد.

she bobbed her head.

او سرش را تکان داد.

a lady bobbed up from beneath the counter.

خانمی از زیر پیشخوان بیرون آمد.

gulls and cormorants bobbed on the waves.

چلغون‌ها و فرفه‌ها روی امواج شناور بودند.

"A knight of the post bobbed a leatherhead on the street."

"یک شوالیه پست سرش را با یک سر چرمی در خیابان تکان داد."

bobbed my head in response to the question.

در پاسخ به سوال، سر خود را تکان دادم.

This problem has bobbed up again.

این مشکل دوباره سر درآورده است.

She bobbed up from behind the fence.

او از پشت حصار بیرون آمد.

bobbed her hair; had his nose bobbed.

موهایش را کوتاه کرد؛ بینی‌اش را عمل زیبایی انجام داد.

She dived in and bobbed up a few seconds later in the middle of the pool.

او شیرجه زد و چند ثانیه بعد در وسط استخر سر بیرون آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید