shove

[ایالات متحده]/ʃʌv/
[بریتانیا]/ʃʌv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. با نیرو فشار دادن یا هل دادن، به شدت هل دادن، به طور خشن هل دادن.
Word Forms
قسمت سوم فعلshoved
زمان گذشتهshoved
جمعshoves
صفت یا فعل حال استمراریshoving
شکل سوم شخص مفردshoves

عبارات و ترکیب‌ها

shove aside

کنار زدن

shove forcefully

با زور هل دادن

shove into

وارد کردن با فشار

shove someone away

هل دادن کسی به دور

جملات نمونه

shove a box into the corner

یک جعبه را به گوشه سرک بکشید.

to shove a boat into the water

یک قایق را به داخل آب هل دادن

Woolley shoved past him.

وولی از کنار او گذشت.

he was shoved around at will.

او به میل خود سرک کشیدند.

shove a job off onto others

کاری را به دیگران واگذار کنید.

She will not shove the heavy load onto others.

او بار سنگین را به دیگران واگذار نخواهد کرد.

shove a tray across a table;

یک سینی را از روی میز عبور دهید.

The people shoved to get on the bus.

مردم برای سوار شدن به اتوبوس سرک کشیدند.

Help me shove this furniture aside.

کمک کنید تا این وسایل را کنار بزنم.

He shoved me roughly aside.

او من را به زور کنار هل داد.

she shoved the books into her briefcase.

او کتاب‌ها را در کیف دستی خود قرار داد.

I should have told the selectors to shove it.

باید به گزینش‌گران می‌گفتم بروند به در.

she gave him a hefty shove and he nearly fell.

او با یک هل سنگین به او هل داد و او تقریباً افتاد.

shove off—you're bothering the customers.

برو—شما مشتریان را آزار می‌دهید.

Shove over, friend, and make room for me.

کنار برو، دوست من، و جای من را باز کن.

when push came to shove, I always stood up for him.

وقتی اوضاع به اوج رسید، همیشه از او حمایت می‌کردم.

Then we shoved it across the tank like an aquaplane .

سپس آن را مانند یک آب‌نشانی از روی مخزن عبور دادیم.

I don’t want to sell the house, but if push comes to shove, I might have to.

نمی‌خواهم خانه را بفروشم، اما اگر اوضاع به اینجا برسد، شاید مجبور شوم.

Tom grabbed up a handful of snow and shoved it down his sister's collar.

تام یک مشت برف را برداشت و آن را به داخل یقه خواهرش انداخت.

I like the way people here always queue up. Back home we just push and shove, and the devil take the hindmost!

من می پسندم که مردم اینجا همیشه صف می کشند. در خانه ما فقط هل می دهیم و هل می دهیم، و شیطان آخرین نفر را می گیرد!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید