shredding

[ایالات متحده]/[ʃrɛdɪŋ]/
[بریتانیا]/[ʃrɛdɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل خرد کردن چیزی؛ وضعیتی که چیزی خرد شده است.
v. به قطعات یا نوارهای کوچک برش دادن یا پاره کردن چیزی؛ انجام یک حرکت یا مانور دشوار.
adj. مربوط به یا ویژگی خرد کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

shredding paper

خرد کردن کاغذ

shredding documents

خرد کردن اسناد

shredded wheat

گندم خرد شده

shredding run

دویدن خرد کردن

shredding skills

مهارت های خرد کردن

shredding competition

مسابقه خرد کردن

shredded lettuce

کاهوی خرد شده

shredding machine

دستگاه خرد کن

shredding evidence

خرد کردن مدارک

shredding snow

برف خرد شده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید