he shrugs
او بالا و پایین میکند
she shrugs
او بالا و پایین میکند
they shrug
آنها بالا و پایین میکنند
shrugs off
از خود میاندازد
shrugs it
آن را بالا و پایین میکند
just shrugs
فقط بالا و پایین میکند
why shrugs
چرا بالا و پایین میکند
shrugs back
جواب میدهد
shrugs shoulders
شانههایش را بالا و پایین میکند
shrugs in
وارد میکند
she shrugs off the criticism easily.
او به راحتی انتقادها را نادیده میگیرد.
he just shrugs when asked about his plans.
او وقتی در مورد برنامههایش سوال میشود، فقط بالا و پایین میکند.
they shrugged in confusion at the strange situation.
آنها درهم و برهم و با سردرگمی به این وضعیت عجیب واکنش نشان دادند.
when she doesn't know the answer, she simply shrugs.
وقتی نمیداند جواب چیست، او فقط بالا و پایین میکند.
the child shrugs, indicating he doesn't care.
کودک بالا و پایین میکند و نشان میدهد که اهمیتی نمیدهد.
he shrugged off the incident as unimportant.
او این حادثه را به عنوان بیاهمیت نادیده گرفت.
she shrugged her shoulders in response to the question.
او در پاسخ به سوال، شانههایش را بالا و پایین کرد.
after hearing the news, he just shrugged.
بعد از شنیدن خبر، او فقط بالا و پایین کرد.
they shrugged their shoulders and moved on.
آنها شانههایشان را بالا و پایین کردند و ادامه دادند.
she shrugged, unsure of what to say next.
او بالا و پایین کرد، مطمئن نبود که بعدش چه بگوید.
he shrugs
او بالا و پایین میکند
she shrugs
او بالا و پایین میکند
they shrug
آنها بالا و پایین میکنند
shrugs off
از خود میاندازد
shrugs it
آن را بالا و پایین میکند
just shrugs
فقط بالا و پایین میکند
why shrugs
چرا بالا و پایین میکند
shrugs back
جواب میدهد
shrugs shoulders
شانههایش را بالا و پایین میکند
shrugs in
وارد میکند
she shrugs off the criticism easily.
او به راحتی انتقادها را نادیده میگیرد.
he just shrugs when asked about his plans.
او وقتی در مورد برنامههایش سوال میشود، فقط بالا و پایین میکند.
they shrugged in confusion at the strange situation.
آنها درهم و برهم و با سردرگمی به این وضعیت عجیب واکنش نشان دادند.
when she doesn't know the answer, she simply shrugs.
وقتی نمیداند جواب چیست، او فقط بالا و پایین میکند.
the child shrugs, indicating he doesn't care.
کودک بالا و پایین میکند و نشان میدهد که اهمیتی نمیدهد.
he shrugged off the incident as unimportant.
او این حادثه را به عنوان بیاهمیت نادیده گرفت.
she shrugged her shoulders in response to the question.
او در پاسخ به سوال، شانههایش را بالا و پایین کرد.
after hearing the news, he just shrugged.
بعد از شنیدن خبر، او فقط بالا و پایین کرد.
they shrugged their shoulders and moved on.
آنها شانههایشان را بالا و پایین کردند و ادامه دادند.
she shrugged, unsure of what to say next.
او بالا و پایین کرد، مطمئن نبود که بعدش چه بگوید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید