he nods
او سر تکان میدهد
she nods
او سر تکان میدهد
they nods
آنها سر تکان میدهند
nods in agreement
با موافقت سر تکان میدهد
nods in approval
با تایید سر تکان میدهد
nods along
همراه با سر تکان میدهد
nods with understanding
با درک سر تکان میدهد
frequent nods
سر تکانهای مکرر
quick nods
سر تکانهای سریع
nods of approval
سر تکانهای تایید
the teacher nods in agreement with the student's answer.
معلم با پاسخ دانش آموز موافقت میکند.
he nods his head when he understands the instructions.
وقتی دستورالعملها را متوجه میشود، سرش را تکان میدهد.
she nods along to the rhythm of the music.
او با ریتم موسیقی سر تکان میدهد.
the audience nods appreciatively after the performance.
پس از اجرا، تماشاگران با قدردانی سر تکان میدهند.
he nods to acknowledge her presence.
او برای تایید حضور او سر تکان میدهد.
during the meeting, everyone nods in agreement with the proposal.
در طول جلسه، همه با پیشنهاد موافقت میکنند.
the dog nods its head when it wants a treat.
وقتی که میخواهد تشویقی بگیرد، سگ سرش را تکان میدهد.
she nods to show that she is listening.
او سر تکان میدهد تا نشان دهد که گوش میدهد.
he nods his approval after reviewing the document.
پس از بررسی سند، او سر تکان میدهد تا تایید کند.
the child nods enthusiastically when asked if he wants to play.
وقتی از او پرسیده میشود که آیا میخواهد بازی کند، کودک با اشتیاق سر تکان میدهد.
he nods
او سر تکان میدهد
she nods
او سر تکان میدهد
they nods
آنها سر تکان میدهند
nods in agreement
با موافقت سر تکان میدهد
nods in approval
با تایید سر تکان میدهد
nods along
همراه با سر تکان میدهد
nods with understanding
با درک سر تکان میدهد
frequent nods
سر تکانهای مکرر
quick nods
سر تکانهای سریع
nods of approval
سر تکانهای تایید
the teacher nods in agreement with the student's answer.
معلم با پاسخ دانش آموز موافقت میکند.
he nods his head when he understands the instructions.
وقتی دستورالعملها را متوجه میشود، سرش را تکان میدهد.
she nods along to the rhythm of the music.
او با ریتم موسیقی سر تکان میدهد.
the audience nods appreciatively after the performance.
پس از اجرا، تماشاگران با قدردانی سر تکان میدهند.
he nods to acknowledge her presence.
او برای تایید حضور او سر تکان میدهد.
during the meeting, everyone nods in agreement with the proposal.
در طول جلسه، همه با پیشنهاد موافقت میکنند.
the dog nods its head when it wants a treat.
وقتی که میخواهد تشویقی بگیرد، سگ سرش را تکان میدهد.
she nods to show that she is listening.
او سر تکان میدهد تا نشان دهد که گوش میدهد.
he nods his approval after reviewing the document.
پس از بررسی سند، او سر تکان میدهد تا تایید کند.
the child nods enthusiastically when asked if he wants to play.
وقتی از او پرسیده میشود که آیا میخواهد بازی کند، کودک با اشتیاق سر تکان میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید