shudders

[ایالات متحده]/ˈʃʌdəz/
[بریتانیا]/ˈʃʌdərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکات لرزشی یا لرزان
v. به طور ناگهانی لرزیدن یا لرزیدن

عبارات و ترکیب‌ها

shudders of fear

لرزش از ترس

shudders of excitement

لرزش از هیجان

shudders of pleasure

لرزش از لذت

shudders of disgust

لرزش از انزجار

shudders of horror

لرزش از وحشت

shudders of anticipation

لرزش از انتظار

shudders of relief

لرزش از تسکین

shudders of joy

لرزش از شادی

shudders of nostalgia

لرزش از دلتنگی

shudders of anger

لرزش از خشم

جملات نمونه

the thought of jumping from a plane shudders me.

فکر پریدن از هواپیما من را به لرزه در می‌آورد.

she shudders at the sight of spiders.

او در دیدن عنکبوت‌ها می‌لرزد.

the cold wind shudders through the trees.

باد سرد از میان درختان عبور می‌کند و آن‌ها را به لرزه در می‌آورد.

he shudders when he remembers the horror movie.

وقتی فیلم ترسناک را به یاد می‌آورد، به لرزه می‌افتد.

she shudders with excitement before the concert.

قبل از کنسرت از هیجان می‌لرزد.

the dog shudders during the thunderstorm.

سگ در طول طوفان به لرزه می‌افتد.

he shudders at the thought of failure.

فکر شکست او را به لرزه در می‌آورد.

the chilling story made her shudder.

داستان ترسناک او را به لرزه درآورد.

she shudders when she hears that song.

وقتی آن آهنگ را می‌شنود، به لرزه می‌افتد.

the idea of being lost in the woods shudders him.

ایده گم شدن در جنگل او را به لرزه در می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید