evaded

[ایالات متحده]/ɪˈveɪdɪd/
[بریتانیا]/ɪˈveɪdəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته evade; برای اجتناب یا فرار از چیزی؛ برای اجتناب از یک سوال یا وظیفه؛ برای ناتوانی در فکر کردن به چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

evaded taxes

اجتناب از پرداخت مالیات

evaded questions

اجتناب از پاسخ به سؤالات

evaded capture

اجتناب از دستگیری

evaded responsibility

اجتناب از پذیرش مسئولیت

evaded detection

اجتناب از شناسایی

evaded payment

اجتناب از پرداخت

evaded issues

اجتناب از مسائل

evaded penalties

اجتناب از مجازات

evaded obligations

اجتناب از انجام وظایف

evaded scrutiny

اجتناب از بررسی دقیق

جملات نمونه

he evaded the question skillfully.

او به طرز ماهرانه سوال را دور کرد.

she evaded responsibility for her actions.

او مسئولیت اعمال خود را نادیده گرفت.

the thief evaded capture by the police.

سارق از دستگیری توسط پلیس فرار کرد.

they evaded paying taxes for years.

آنها سال‌ها از پرداخت مالیات‌ها فرار کردند.

he evaded the issue during the discussion.

او در طول بحث موضوع را دور کرد.

she evaded the spotlight and stayed out of the media.

او از توجه دور ماند و از رسانه ها دوری کرد.

the student evaded the exam by pretending to be sick.

دانشجو با وانمود کردن به بیماری از امتحان فرار کرد.

he evaded the consequences of his actions.

او از عواقب اعمال خود فرار کرد.

she evaded the truth about her past.

او حقیقت گذشته خود را پنهان کرد.

the politician evaded the scandal with a clever statement.

سیاستمدار با یک اظهار نظر هوشمندانه رسوایی را دور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید