shushed

[ایالات متحده]/ʃʌʃt/
[بریتانیا]/ʃʌʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و قسمت گذشته shush

عبارات و ترکیب‌ها

shushed the crowd

جمعیت را ساکت کرد

shushed him quickly

او را به سرعت ساکت کرد

shushed the children

بچه ها را ساکت کرد

shushed her softly

او را به آرامی ساکت کرد

shushed the audience

تماشاچیان را ساکت کرد

shushed him gently

او را به ملایمت ساکت کرد

shushed the noise

صدا را ساکت کرد

shushed the dog

سگ را ساکت کرد

shushed her friend

دوستش را ساکت کرد

shushed the baby

نوزاد را ساکت کرد

جملات نمونه

the teacher shushed the noisy students.

معلم از دانش‌آموزان پر سر و صدا خواستند که سکوت کنند.

she shushed her friend during the movie.

او در حین تماشای فیلم از دوستش خواست که سکوت کند.

the librarian shushed the children in the library.

کتابدار از کودکان در کتابخانه خواست که سکوت کنند.

he shushed the crowd to make an announcement.

او برای اعلام نظر از جمعیت خواست که سکوت کنند.

they shushed each other while trying to sneak out.

آنها در حالی که سعی می کردند بیرون بروند، از یکدیگر خواستند که سکوت کنند.

the mother shushed her baby to help him sleep.

مادر از نوزادش خواست که سکوت کند تا به او کمک کند بخوابد.

he shushed the dog when it barked too loudly.

وقتی سگ بیش از حد بلند پارس کرد، او از آن خواست که سکوت کند.

she quickly shushed her siblings during the meeting.

او به سرعت در طول جلسه از خواهر و برادرانش خواست که سکوت کنند.

the audience shushed each other as the performance began.

همانطور که اجرا شروع شد، مخاطبان از یکدیگر خواستند که سکوت کنند.

he was shushed by his friends for talking too loudly.

دوستانش به خاطر صحبت کردن بیش از حد بلند از او خواستند که سکوت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید