yelled

[ایالات متحده]/jɛld/
[بریتانیا]/jɛld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فریاد زدن یا گریه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

he yelled

او فریاد زد

she yelled

او فریاد زد

they yelled

آنها فریاد زدند

yelled loudly

با صدای بلند فریاد زد

yelled out

فریاد زد

yelled for

برای فریاد زدن

yelled at

به فریاد درآوردن

yelled help

فریاد کمک

yelled stop

فریاد توقف

yelled back

در جواب فریاد زد

جملات نمونه

she yelled for help when she saw the fire.

او برای کمک فریاد زد وقتی آتش را دید.

the teacher yelled at the students for being late.

معلم به دلیل دیر رسیدن به دانش آموزان فریاد زد.

he yelled in excitement when his team won.

وقتی تیمش برنده شد، او با هیجان فریاد زد.

the crowd yelled in joy after the concert.

بعد از کنسرت، جمعیت با خوشحالی فریاد زدند.

she yelled out the answer during the quiz.

او در طول آزمون پاسخ را فریاد زد.

he yelled at the top of his lungs to get their attention.

او با تمام وجود فریاد زد تا توجه آنها را جلب کند.

the coach yelled instructions from the sidelines.

مربی دستورالعمل ها را از کنار زمین فریاد زد.

they yelled in frustration when the game ended.

وقتی بازی تمام شد، آنها با ناامیدی فریاد زدند.

she yelled with joy when she saw her friend.

وقتی دوستش را دید، او با خوشحالی فریاد زد.

the baby yelled when he wanted his toy.

وقتی اسباب بازی اش را می خواست، نوزاد فریاد زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید