| زمان گذشته | hushed |
hushed atmosphere
فضای آرام
hushed tones
لحنهای آرام
hushed conversation
گفتگوی آرام
hushed whispers
نجواهای آرام
hushed reverence
احترام آرام
hushed anticipation
انتظار آرام
hushed murmurs
زمزمههای آرام
hushed stillness
سکوت آرام
hushed voices
صداهای آرام
hushed silence
سکوت آرام
he addressed the hushed courtroom.
او با لحنی آرام به دادگاه ساکت پاسخ داد.
The crowd hushed, and she sang.
جمعیت سکوت کرد و او شروع به خواندن کرد.
The mother hushed her noisy child.
مادر کودک سروصدایش را آرام کرد.
The matter should not be hushed up, but freely ventilated.
این موضوع نباید سرکوب شود، بلکه آزادانه تهویه شود.
Monet's Mornings on the Seine series, with their hushed and delicate mood.
سری مجموعهٔ "صبحهای سن" اثر مونه با حال و هوای آرام و لطیف خود.
Someone in the hushed bar suddenly laughed raucously at how stupid everyone had become.
ناگهان در بار ساکت، کسی با صدای بلند و بیادبانه به حماقت همه مردم خندید.
hushed atmosphere
فضای آرام
hushed tones
لحنهای آرام
hushed conversation
گفتگوی آرام
hushed whispers
نجواهای آرام
hushed reverence
احترام آرام
hushed anticipation
انتظار آرام
hushed murmurs
زمزمههای آرام
hushed stillness
سکوت آرام
hushed voices
صداهای آرام
hushed silence
سکوت آرام
he addressed the hushed courtroom.
او با لحنی آرام به دادگاه ساکت پاسخ داد.
The crowd hushed, and she sang.
جمعیت سکوت کرد و او شروع به خواندن کرد.
The mother hushed her noisy child.
مادر کودک سروصدایش را آرام کرد.
The matter should not be hushed up, but freely ventilated.
این موضوع نباید سرکوب شود، بلکه آزادانه تهویه شود.
Monet's Mornings on the Seine series, with their hushed and delicate mood.
سری مجموعهٔ "صبحهای سن" اثر مونه با حال و هوای آرام و لطیف خود.
Someone in the hushed bar suddenly laughed raucously at how stupid everyone had become.
ناگهان در بار ساکت، کسی با صدای بلند و بیادبانه به حماقت همه مردم خندید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید