sideward glance
نگاه گذرا به پهلو
sideward movement
حرکت به پهلو
sideward shift
جابجایی به پهلو
sideward tilt
شیب به پهلو
sideward step
گام به پهلو
sideward position
موقعیت به پهلو
sideward direction
جهت به پهلو
sideward pull
کشیدن به پهلو
sideward view
دید به پهلو
the cat moved sideward to avoid the dog.
گربه برای جلوگیری از سگ به پهلو حرکت کرد.
he glanced sideward at his friend during the meeting.
او در حین جلسه به پهلو به دوستش نگاه کرد.
the car swerved sideward to miss the pothole.
ماشین برای اینکه از چال در نرود به پهلو منحرف شد.
she took a sideward step to get out of the way.
او برای اینکه کنار برود یک قدم به پهلو برداشت.
he shifted his weight sideward to maintain balance.
او برای حفظ تعادل وزنش را به پهلو تغییر داد.
the bird flew sideward to escape the storm.
پرنده برای فرار از طوفان به پهلو پرواز کرد.
she looked sideward to see what was happening.
او به پهلو نگاه کرد تا ببیند چه اتفاقی دارد می افتد.
they walked sideward along the narrow path.
آنها در امتداد مسیر باریک به پهلو راه رفتند.
the dancer moved sideward with grace.
رقاص با ظرافت به پهلو حرکت کرد.
he turned sideward to avoid the oncoming traffic.
او برای جلوگیری از ترافیک عبوری به پهلو چرخید.
sideward glance
نگاه گذرا به پهلو
sideward movement
حرکت به پهلو
sideward shift
جابجایی به پهلو
sideward tilt
شیب به پهلو
sideward step
گام به پهلو
sideward position
موقعیت به پهلو
sideward direction
جهت به پهلو
sideward pull
کشیدن به پهلو
sideward view
دید به پهلو
the cat moved sideward to avoid the dog.
گربه برای جلوگیری از سگ به پهلو حرکت کرد.
he glanced sideward at his friend during the meeting.
او در حین جلسه به پهلو به دوستش نگاه کرد.
the car swerved sideward to miss the pothole.
ماشین برای اینکه از چال در نرود به پهلو منحرف شد.
she took a sideward step to get out of the way.
او برای اینکه کنار برود یک قدم به پهلو برداشت.
he shifted his weight sideward to maintain balance.
او برای حفظ تعادل وزنش را به پهلو تغییر داد.
the bird flew sideward to escape the storm.
پرنده برای فرار از طوفان به پهلو پرواز کرد.
she looked sideward to see what was happening.
او به پهلو نگاه کرد تا ببیند چه اتفاقی دارد می افتد.
they walked sideward along the narrow path.
آنها در امتداد مسیر باریک به پهلو راه رفتند.
the dancer moved sideward with grace.
رقاص با ظرافت به پهلو حرکت کرد.
he turned sideward to avoid the oncoming traffic.
او برای جلوگیری از ترافیک عبوری به پهلو چرخید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید