laterally placed
قرار گرفته به صورت جانبی
laterally moving
در حال حرکت به صورت جانبی
laterally supported
حمایت شده به صورت جانبی
laterally spread
گسترده به صورت جانبی
laterally aligned
تراز شده به صورت جانبی
laterally adjacent
مجاور به صورت جانبی
laterally extending
گسترش یافته به صورت جانبی
laterally reinforced
تقویت شده به صورت جانبی
laterally positioned
موقعیتیافته به صورت جانبی
laterally branching
منشعب شده به صورت جانبی
the company needed to think laterally to solve the problem.
شرکت نیاز داشت تا برای حل مشکل به صورت خلاقانه فکر کند.
we encouraged the team to approach the challenge laterally.
ما تیم را تشویق کردیم تا چالش را به صورت خلاقانه حل کند.
he was praised for his ability to think laterally during the crisis.
او به خاطر تواناییاش در تفکر خلاقانه در طول بحران مورد تحسین قرار گرفت.
the investigation expanded laterally to include new suspects.
تحقیقات به صورت گستردهتر برای شامل کردن مظنونین جدید گسترش یافت.
the roots of the tree spread laterally across the garden.
ریشههای درخت به صورت افقی در سراسر باغ پخش شده بودند.
the river flowed laterally, carving a new path.
رودخانه به صورت افقی جریان داشت و مسیری جدید را ایجاد کرد.
the building's design incorporated a lateral extension.
طراحی ساختمان شامل یک الحاق جانبی بود.
the data suggested a lateral connection between the two events.
دادهها نشان میدادند که یک ارتباط جانبی بین دو رویداد وجود دارد.
she looked laterally for clues in the room.
او به دنبال سرنخها در اتاق به صورت جانبی گشت.
the company expanded its operations laterally into new markets.
شرکت فعالیتهای خود را به صورت جانبی به بازارهای جدید گسترش داد.
the research explored the issue laterally, considering various factors.
تحقیقات این موضوع را به صورت جانبی بررسی کرد و عوامل مختلف را در نظر گرفت.
laterally placed
قرار گرفته به صورت جانبی
laterally moving
در حال حرکت به صورت جانبی
laterally supported
حمایت شده به صورت جانبی
laterally spread
گسترده به صورت جانبی
laterally aligned
تراز شده به صورت جانبی
laterally adjacent
مجاور به صورت جانبی
laterally extending
گسترش یافته به صورت جانبی
laterally reinforced
تقویت شده به صورت جانبی
laterally positioned
موقعیتیافته به صورت جانبی
laterally branching
منشعب شده به صورت جانبی
the company needed to think laterally to solve the problem.
شرکت نیاز داشت تا برای حل مشکل به صورت خلاقانه فکر کند.
we encouraged the team to approach the challenge laterally.
ما تیم را تشویق کردیم تا چالش را به صورت خلاقانه حل کند.
he was praised for his ability to think laterally during the crisis.
او به خاطر تواناییاش در تفکر خلاقانه در طول بحران مورد تحسین قرار گرفت.
the investigation expanded laterally to include new suspects.
تحقیقات به صورت گستردهتر برای شامل کردن مظنونین جدید گسترش یافت.
the roots of the tree spread laterally across the garden.
ریشههای درخت به صورت افقی در سراسر باغ پخش شده بودند.
the river flowed laterally, carving a new path.
رودخانه به صورت افقی جریان داشت و مسیری جدید را ایجاد کرد.
the building's design incorporated a lateral extension.
طراحی ساختمان شامل یک الحاق جانبی بود.
the data suggested a lateral connection between the two events.
دادهها نشان میدادند که یک ارتباط جانبی بین دو رویداد وجود دارد.
she looked laterally for clues in the room.
او به دنبال سرنخها در اتاق به صورت جانبی گشت.
the company expanded its operations laterally into new markets.
شرکت فعالیتهای خود را به صورت جانبی به بازارهای جدید گسترش داد.
the research explored the issue laterally, considering various factors.
تحقیقات این موضوع را به صورت جانبی بررسی کرد و عوامل مختلف را در نظر گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید