sill

[ایالات متحده]/sɪl/
[بریتانیا]/sɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لبه پنجره; آستانه در.
Word Forms
جمعsills

عبارات و ترکیب‌ها

window sill

بزرگنمای پنجره

door sill

بزرگنمای در

جملات نمونه

She painted the window sills a bright colour.

او طاقچه‌های پنجره را با رنگ روشن نقاشی کرد.

The Royal Airforce sill remained dangerously short of bombers.

نیروی هوایی سلطنتی به طور خطرناکی با کمبود بمب‌افکن مواجه بود.

sectional sills, made from more than one piece of timber.

آستانه‌های بخش‌بندی، ساخته شده از بیش از یک قطعه چوب.

Occurrence: dike, sill, laccolith, lopolith, stock and batholith.

وقوع: سیل‌بند، تاقدیس، لاکولیت، لوپولیت، سنگ و باتولیت.

He fell from the window sill and put his shoulder out.

او از طاقچه پنجره افتاد و شانه‌اش را در آورد.

Methods After designs the trefoil flap in the prolabium, the displaced tissuce is replaced and the columnella is lengthened, the sill is raised by the application of the trefoil flap.

روش ها پس از طراحی دریچه سه برگی در پرولابیوم، بافت جابجا شده جایگزین می شود و کالونلا طولانی تر می شود، طاق با استفاده از دریچه سه برگی افزایش می یابد.

نمونه‌های واقعی

Fastened; but there are steps on the sill.

متصل بود؛ اما پله‌هایی روی طاقچه وجود داشت.

منبع: The Sign of the Four

For comfort, he made overtures to the honey-colored cat which lay on the sunny window sill in the front hall.

برای راحتی، او با گربه‌ای به رنگ عسل که روی طاقچه پنجره آفتابی در تالار ورودی دراز کشیده بود، ارتباط برقرار کرد.

منبع: Gone with the Wind

Sills worked hard to make opera an art form that the general public could enjoy.

سیلز سخت تلاش کرد تا اپرا را به یک فرم هنری تبدیل کند که عموم مردم بتوانند از آن لذت ببرند.

منبع: VOA Special January 2019 Collection

Fires have been caused by objects like mirrors sitting near window sills in people's homes.

آتش‌سوزی‌ها ناشی از اشیایی مانند آینه‌هایی است که در نزدیکی طاقچه‌های پنجره در خانه‌های مردم قرار دارند.

منبع: Scishow Selected Series

Sills continued singing for the New York City Opera and traveled back and forth to Cleveland.

سیلز به خواندن برای اپرای نیویورک ادامه داد و بین کلولند رفت و آمد کرد.

منبع: VOA Special January 2019 Collection

It rained a little last night. Here is the print of a foot in mould upon the sill.

دیشب کمی باران بارید. در اینجا رد پای یک پا در قالب روی طاقچه وجود دارد.

منبع: The Sign of the Four

He roused her with some difficulty, carried her to the window, and placed her upon the sill.

او با سختی او را بیدار کرد، او را به پنجره برد و او را روی طاقچه قرار داد.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

This city was in front of a bridge and it could be a potential siege (sill) point.

این شهر در مقابل پلی قرار داشت و می‌توانست یک نقطه محاصره (طاقچه) بالقوه باشد.

منبع: Cross-dimensional character story

This he opened and made a very careful examination of the sill with his powerful magnifying lens.

او این را باز کرد و با ذره‌بین قدرتمند خود طاقچه را با دقت بررسی کرد.

منبع: The Case of the Green Jade Crown in Sherlock Holmes' Investigations

And she sometimes wondered if he'd ever learn to distinguish between planking and sills.

و گاهی اوقات او تعجب می‌کرد که آیا او تا به حال یاد می‌گیرد که بین تخته‌گذاری و طاقچه‌ها تفاوت قائل شود یا نه.

منبع: Gone with the Wind

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید