sins

[ایالات متحده]/[sɪnz]/
[بریتانیا]/[sɪnz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اقدام که به عنوان تجاوز از قانون خداوند در نظر گرفته می‌شود؛ یک گناه جدی؛ یک فرد یا چیزی که به عنوان مستحق انتقاد یا محکومیت در نظر گرفته می‌شود.
n. (جمع) گناه‌ها یا اشتباهات.
v. گناه کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

original sins

گناه‌های اولیه

forgive sins

گناه‌ها را ببخشید

confess sins

گناه‌های خود را اعتراف کنید

commit sins

گناه کرد

list of sins

لیست گناه‌ها

past sins

گناه‌های گذشته

washing sins

زدایش گناه‌ها

grave sins

گناه‌های جدی

sins of omission

گناه‌های غفلت

unforgiven sins

گناه‌های بی‌بخشیده

جملات نمونه

he confessed his sins to the priest.

او گناه‌های خود را به روحانی گفت.

the company faced accusations of corporate sins.

شرکت با اتهامات گناه‌های کارگزاری مواجه شد.

forgiveness is essential for overcoming past sins.

عفو برای غلبه بر گناه‌های گذشته ضروری است.

she felt guilty about the sins of her youth.

او از گناه‌های جوانی‌اش خیال‌گریز شد.

the politician's past sins resurfaced during the campaign.

گناه‌های گذشته سیاستمدار در حین حمله انتخاباتی دوباره به سطح آمد.

he sought redemption from his many sins.

او به دنبال توبه از گناه‌های زیاد خود بود.

the weight of her sins burdened her conscience.

وزن گناه‌های او اندوهش را به هم می‌ریخت.

acknowledging your sins is the first step to change.

اعتراف به گناه‌های خود اولین قدم برای تغییر است.

original sins are a concept in some religions.

گناه‌های اولیه یک مفهوم در برخی دین‌هاست.

he inherited the sins of his father.

او گناه‌های پدر خود را به ارث می‌برد.

the novel explores the theme of sin and redemption.

رومان موضوع گناه و توبه را مورد بررسی قرار می‌دهد.

they committed a series of sins against the community.

آن‌ها یک سری گناه علیه جامعه ارتکاب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید