shame

[ایالات متحده]/ʃeɪm/
[بریتانیا]/ʃem/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساس دردناک تحقیر یا ناراحتی ناشی از آگاهی از رفتار نادرست یا احمقانه
vt. باعث شود کسی احساس خجالت یا شرمندگی کند
Word Forms
قسمت سوم فعلshamed
زمان گذشتهshamed
جمعshames
صفت یا فعل حال استمراریshaming
شکل سوم شخص مفردshames

عبارات و ترکیب‌ها

feel ashamed

احساس شرم کردن

put to shame

تحقیر

in shame

با شرمساری

bring shame on

سبب شرمساری شدن

sense of shame

حس شرم

what a shame

چه بد

shame on you

شرمنده شدی

for shame

به خاطر شرم

such a shame

چه شرمی!

جملات نمونه

It is a shame to be so wasteful.

متاسفانه، اینقدر اسراف کردن جای تاسف دارد.

shame gave a damp to her triumph.

شرم، غرور او را کم کرد.

class shame is a function of social power.

شرم طبقاتی تابعی از قدرت اجتماعی است.

shame on you for hitting a woman.

شرم‌آور است که به یک زن ضربه می‌زنید.

it is a shame that they are not better known.

جای تاسف است که آنها به اندازه کافی شناخته نشده اند.

feel shame at having bungled

احساس شرمسندگی به دلیل خرابکاری کردن.

What a shame to treat you like that!

چه عذابی است که با این شکل با شما رفتار کنند!

shame sb. for his ill conduct

به دلیل رفتار نامناسب، شرمس کردن کسی.

I thought shame to be so careless.

فکر کردم شرمس آور است که اینقدر بی احتیاط باشند.

shame burning in my heart.

شرم در قلب من شعله ور است.

to shame sb. into doing good

برای اینکه کسی را مجبور به انجام کار خوب کرد.

A shame does not rub off.

این شرمگویی از بین نمی‌رود.

It's a shame you can't stay with us.

متاسفم که نمی توانید با ما بمانید.

Mungo felt a pang of shame at telling Alice a lie.

منگو احساس شرم کرد که به الیس دروغ گفت.

it is a shame when a mother outshines a daughter.

وقتی مادری از دخترش بهتر باشد، جای تاسف است.

he felt a pang of shame at telling Alice a lie.

او در گفتن دروغ به الیس دچار درد ننگ شد.

the incident had brought shame on his family.

این حادثه باعث شرمس شدن خانواده او شد.

ignorance of Latin would be a disgrace and a shame to any public man.

نادانی در مورد زبان لاتین ننگ و شرم هر مرد عام‌الفعل خواهد بود.

نمونه‌های واقعی

Oh, shame! Oh utter shame! Where is the hall, the decorations?

وای، چه عار! وای، چه عاری! سالن کجاست، تزئینات کجاست؟

منبع: Selected Poems of Tagore

Oh, that's a shame, isn't it Duggee?

وای، چه عجب، مگه نه دوگی؟

منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)

It seemed pointless but I think that's a shame!

بی معنی به نظر می رسید اما فکر می کنم چه عجب!

منبع: Emma's delicious English

There is no shame in that, man.

در آن عار وجود ندارد، مرد.

منبع: Super Girl Season 2 S02

Shame on you! Ugly baby judges you!

شرم بر شما! نوزاد زشت شما را قضاوت می کند!

منبع: Friends Season 8

To our shame, every day, to our shame.

به شرف ما، هر روز، به شرف ما.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

It's the shame of feeling something good.

این شرم احساس یک چیز خوب است.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2016 Collection

All of this is to America's shame.

همه اینها به شرف آمریکا است.

منبع: TED Talks (Video Edition) December 2015 Collection

Oh, what a shame. I really liked her.

وای، چه عجب. من واقعاً او را دوست داشتم.

منبع: Friends Season 6

There's no shame in asking for help.

درخواست کمک عار نیست.

منبع: Modern Family - Season 05

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید