skateboarding

[ایالات متحده]/ˈskeɪtbɔːdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskeɪtbɔːrdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورزشی که بر روی اسکیت بورد سوار می‌شود؛ عمل سوار شدن بر روی اسکیت بورد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

skateboarding tricks

تلاش‌های اسکیت‌سواری

skateboarding culture

فرهنگ اسکیت‌سواری

skateboarding gear

تجهیزات اسکیت‌سواری

skateboarding events

رویدادهای اسکیت‌سواری

skateboarding community

جامعه‌ی اسکیت‌سواری

skateboarding skills

مهارت‌های اسکیت‌سواری

skateboarding lessons

جلسات اسکیت‌سواری

skateboarding parks

پارک‌های اسکیت‌سواری

skateboarding competitions

مسابقات اسکیت‌سواری

skateboarding safety

ایمنی اسکیت‌سواری

جملات نمونه

i enjoy skateboarding at the park every weekend.

من از اسکیت‌سواری در پارک آخر هفته‌ها لذت می‌برم.

skateboarding is a great way to stay active.

اسکیت‌سواری یک راه عالی برای فعال ماندن است.

he learned skateboarding from his older brother.

او اسکیت‌سواری را از برادر بزرگترش یاد گرفت.

she practices skateboarding tricks every day.

او هر روز حرکات اسکیت‌سواری تمرین می‌کند.

skateboarding requires balance and coordination.

اسکیت‌سواری نیاز به تعادل و هماهنگی دارد.

they organized a skateboarding competition in the city.

آنها یک مسابقه اسکیت‌سواری در شهر برگزار کردند.

skateboarding can be a fun way to commute.

اسکیت‌سواری می‌تواند یک راه سرگرم‌کننده برای رفت و آمد باشد.

many kids love skateboarding after school.

بسیاری از کودکان بعد از مدرسه عاشق اسکیت‌سواری هستند.

skateboarding has become a popular sport worldwide.

اسکیت‌سواری در سراسر جهان به یک ورزش محبوب تبدیل شده است.

he bought a new skateboard to improve his skills.

او یک اسکیت‌بورد جدید خرید تا مهارت‌های خود را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید