skips

[ایالات متحده]/skɪps/
[بریتانیا]/skɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی پرش کردن یا جهیدن؛ طناب زدن؛ به آرامی یا به طور مخفیانه ترک کردن؛ به سرعت از یک مکان به مکان دیگر رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

skips class

جا می‌زند کلاس

skips meals

وقت غذا را جا می‌زند

skips stones

سنگ‌ها را جا می‌زند

skips town

شهر را ترک می‌کند

skips work

کار را جا می‌زند

skips rope

طناب می‌پرد

skips lines

رد می‌کند صف‌ها را

skips beats

جا می‌زند ضرب‌ها را

skips ahead

پیشی می‌گیرد

skips steps

قدم‌ها را جا می‌زند

جملات نمونه

he skips breakfast every morning.

او هر روز صبحانه را فراموش می‌کند.

she skips to the music while dancing.

او در حالی که می‌رقصد، با موسیقی همراه می‌شود.

the class skips the difficult chapter.

کلاس فصل دشوار را نادیده می‌گیرد.

he often skips his workout sessions.

او اغلب جلسات تمرینی خود را از دست می‌دهد.

she skips the line at the concert.

او در کنسرت صف را از خود می‌کند.

the child skips stones across the lake.

کودک سنگ‌ها را روی دریاچه پرتاب می‌کند.

he skips the details in his report.

او جزئیات را در گزارش خود نادیده می‌گیرد.

she skips the boring parts of the book.

او قسمت‌های خسته‌کننده کتاب را از دست می‌دهد.

the dog skips around happily in the yard.

سگ با خوشحالی در حیاط پرسه می‌زند.

they skip the meeting to go on a trip.

آنها برای رفتن به سفر، جلسه را از دست می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید