slackness

[ایالات متحده]/ˈslæk.nəs/
[بریتانیا]/ˈslæk.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت شل بودن؛ کمبود کشش یا استحکام
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

slackness in work

بی‌حرفی در کار

slackness of rules

آرامش قوانین

slackness in discipline

بی‌انضباطی

slackness of effort

بی‌انگیزگی

slackness in performance

ضعف در عملکرد

slackness in training

کمبود آموزش

slackness of standards

پایین بودن استانداردها

slackness in focus

عدم تمرکز

slackness of control

ضعف کنترل

slackness in commitment

عدم تعهد

جملات نمونه

there was a noticeable slackness in his work ethic.

در کار او، کاهش محسوس در اخلاق کاری وجود داشت.

the slackness in the team's performance was concerning.

کاهش در عملکرد تیم نگران کننده بود.

she attributed the slackness in sales to the economic downturn.

او کاهش در فروش را به رکود اقتصادی نسبت داد.

his slackness during training led to poor results in the competition.

بی‌حوصلگی او در طول آموزش منجر به نتایج ضعیف در مسابقه شد.

they addressed the slackness in communication within the organization.

آنها به کاهش ارتباطات در داخل سازمان رسیدگی کردند.

the manager noticed a slackness in project deadlines.

مدیر متوجه کاهش در مهلت‌های پروژه شد.

slackness in regulations can lead to safety hazards.

کاهش در مقررات می‌تواند منجر به خطرات ایمنی شود.

the slackness of the rope made climbing difficult.

شل بودن طناب صعود را دشوار کرد.

he was warned about the slackness in his studies.

در مورد کاهش در مطالعاتش به او هشدار داده شد.

the slackness of the schedule allowed for more flexibility.

شل بودن برنامه زمانبندی امکان انعطاف بیشتر را فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید